نمونه ایران ، محمدرضا پهلوی:56-1342

 سلطان بی طبقه // شاه مخلوع ایران

محمدرضا شاه پهلوی در شكل بخشیدن به یك نظام سلطانی، تنها یك الگو در پیش روی خود داشت: پدرش رضاشاه و پسرش، در راس یك سلطنت مشروطه قرار داشتند. آنها اگر به حق خود قانع می‌بودند و پا از گلیم خویش درازتر نمی‌كردند، پادشاه یك نظام سیاسی دموكراتیك می‌شدند. اما هر دوی آنها، به گاه بسط ید، از اقتدارگرایی آغاز كردند و سرانجام به نظام سلطانی رسیدند. زمانی كه بساط نظام سلطانی رضاشاه (1320- 1312) توسط قوای متفقین برچیده شد، محمدرضا شاه جوان موانع زیادی برای تداوم نظام سلطانی پدرش در پیش رو داشت. او در فاصله 1332تا 1320، صرفا بازیگری در میان سایر بازیگران عرصه سیاست بود. پس از كودتای 28 مرداد، شاه هنوز با دو مانع بزرگ برای سلطانی كردن نظام سیاسی خود مواجه بود: روحانیت و زمینداران بزرگ روحانیت به رهبری آیت‌الله بروجردی، اجازه مطلق العنان بودن را به محمدرضا شاه نمی‌داد. تلاش شاه برای انجام اصلاحات ارزی در اواخر دهه 1330، اقدامی در راستای تضعیف زمینداران بود. اما مداخله آیت‌الله بروجردی و ممانعت وی از انجام اصلاحات مذكور، محمدرضا شاه را به این دقیقه واقف ساخت كه او در جامعه ایران نمی‌تواند حرف آخر را در همه حوزه‌ها بزند فوت‌ آیت‌الله بروجردی را باید سرآغاز سلطانی شدن رژیم شاه دانست.


امتیاز دهی:
دیدگاه () | 1390/08/29 | دسته‌بندی: سیاسی,مذهبی,

۱. پرسش اصلی من در این نوشتار این است: 

آیا مسلمانی و سکولاریسم با یکدیگر قابل جمع است؟ آیا فرد می تواند هم مسلمان باشد و هم به نحو سازگاری به اقتضائات سکولاریسم پایبند باشد؟

                                      دكتر آرش نراقی

در حدّی که من درمی یابم یکی از مهمترین پیش شرطهای تحقق سکولاریسم، التزام به فضیلتی است که می توان آن را "رواداری بر مبنای احترام متقابل" نامید. اگر این ادعا درست باشد، در آن صورت پاسخ پرسش اوّل تاحدّ زیادی در گرو پرسش دیگری خواهد بود:

آیا یک مسلمان از آن حیث که مسلمان است می تواند فضیلت "رواداری بر مبنای احترام متقابل" را به رسمیت بشناسد؟

ادعای من در این نوشتار آن است که مسلمانی با فضیلت "رواداری برمبنای احترام متقابل" قابل جمع است، و از اینرو می توان صورتی از مسلمانی را با اقتضائات اساسی سکولاریسم سازگاری بخشید. بنابراین، در این مقاله در گام نخست، به اختصار تلقی خود را از سکولاریسم و مفهوم "رواداری بر مبنای احترام متقابل" بیان خواهم کرد، و سپس در گام دوّم به اختصار توضیح خواهم داد که احیاناً در بستر کدام چارچوب نظری می توان درکی از مسلمانی داشت که با رواداری بر مبنای احترام متقابل و نیز اقتضائات سکولاریسم آشتی پذیر باشد.


امتیاز دهی:

نوشتار حاضر بخش اول سخنرانی دکتر احسان شریعتی می باشد که با موضوع «نگاهی به فلسفه قاره ای در قرن بیستم»  در محل موسسه معرفت و پژوهش ایراد گردید.

                       یونیورسالیسم و فلسفه // دكتر احسان شریعتی

موضوع سخنرانی من نگاهی به گرایشات عمده فلسفی در قرن بیستم است. موضوعی که می خواهم به آن بپردازم موضوعی بسیار کلی است؛ نگاهی به فلسفه در قرن بیستم و یا مضامین عمده فلسفی در قرن بیستم که در واقع نیازمند یک ترم تحصیلی است تا بتوان یک تابلوی بزرگی در ارتباط با کلیه گرایشات فلسفی ترسیم کرد. اینگونه نیست که ما بتوانیم به همه موضوعات فلسفی این قرن بپردازیم، بلکه در واقع به چکیده گرایشات عمده فلسفی می پردازم و البته سعی در ساده سازی آن نیز دارم تا بتوانم بحث خود را پیش ببرم.

من در این جا به عنوان یک شاهد و ناظر بی طرف و مثل یک مورخ صرف به فلسفه نگاه نمی کنم، بلکه به عنوان یک مسلمان ایرانی بعد از انقلاب نگاه می کنم که به طور مشخص من یعنی احسان شریعتی، طبعاً در ادامه پروژه کلی که به آن می توان گفت رفرماسیون بر عالم اسلام، خود را می بینم و تعریف می کنم. یعنی در دنباله آن طرح کلی که سید جمال الدین اسد آبادی بنیانگذارش بوده است. یعنی به طور سمبلیک بر مبنای تأکیدی که سید جمال بر روی احیای عقلانیت در فلسفه اسلامی به طور مشخص داشت که این پروژه توسط اقبال لاهوری پیاده شد. چرا که سید جمال الدین خود نتوانست به این مسئله به صورت کامل بپردازد و فقط بر اساس طرح هایی که در اروپا داشته و یا سخنرانی مشخصی که در این ارتباط داشته است بر روی این مسئله و ضرورت آن تأکید کرده است. بیشتر از این در مورد رسالتش نمی توان بحثهایی در ارتباط با این مسئله داشت.


امتیاز دهی:
دیدگاه () | 1390/08/27 | دسته‌بندی: سیاسی,مذهبی,

اخیراً به مقاله ای برخوردم تحت عنوان «زنان در اسلام» که در آن از آزاد سازی زنان توسط پیامبر اسلام سخن رفته بود. اما واقعیت امروز این است که زنان به تنهایی نمی توانند به حج بروند یا مکه را که امن ترین مکان برای هر انسانی است زیارت کنند. زنان حتی در کشوری مانند عربستان سعودی نمی توانند رانندگی کنند. بر کسی پوشیده نیست که زنان به طور اعم و زنان مسلمان به طور اخص در جهان از حداقل آزادی و آموزش برخوردارند. به نظر نگارنده نمی توان گفت اسلام در تئوری و عالم نظر بسیار بزرگ و برجسته است اما فاقد هر گونه ارزش عملی است.    

              اسلام و آزادی // ام. دی. شاناواس

یک چیز در اسلام حائز اهمیت است و آن اینکه ایمان یک مساله منحصراً فردی و یک تجربه شخصی است. درست همانگونه که ما با به طور فردی با مساله مرگ مواجه می شویم، ایمان را نیز فرداً می پذیریم. دکتر سروش فیلسوف ایرانی، به درستی گفته است که ما اعمال و کنش های جمعی داریم اما از ایمان های جمعی برخوردار نیستیم. ما می توانیم در حوزه عمومی ایمان را عیان سازیم اما هسته ایمان به نحوی رازگونه امری خصوصی است. اهمیت ایمان اسلامی برای روز بازپسین است، جایی که مردم هر یک به تنهای مورد قضاوت و داوری قرار می گیرند.


امتیاز دهی:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو