دیدگاه () | 1389/04/31 | دسته‌بندی: سیاسی,

آزادی سیاسی

 

« در اندیشه امام علی ع »

 

بخش اول

 

مقدمه

 

از آن‌جا كه‌ «آزادی‌» با سرشت‌ و طبیعت‌ انسان‌ آمیخته‌، یكی‌ ازحیاتی‌ترین‌ «حق‌» هایی‌ است‌ كه‌ انسان‌ در همه‌ عرصه‌ها به‌ ویژه‌ عرصه‌ اجتماع‌ و حیات‌ اجتماعی‌ به‌ آن‌ نیاز دارد. به‌ همین‌ خاطر واژه‌ «آزادی‌» از مطلوب‌ترین‌ واژه‌ها برای‌ همه‌ افراد بشر بوده‌ و هست‌؛ به‌ طوری ‌كه‌ تقریباً تمامی‌ افراد بشر ازمتدین‌ترین‌ گرفته‌ تا مستبدترین‌ آن‌ها نتوانسته‌اند از تحسین‌ آزادی‌سر باز زنند.

اندیشه‌ آزادی‌ افراد در مقابل‌ دیگران‌ همواره‌ ذهن‌ متفكران‌ و اندیشمندان‌بلكه‌ به‌ عقیده‌ امام‌علی‌(ع) ذهن‌ همه‌ مردم‌ را به‌ خود مشغول‌ داشته‌ است‌. شایدبتوان‌ گفت‌ یكی‌ از كلیدی‌ترین‌ مسائل‌ مورد توجّه‌ امام‌ علی‌(ع) در موردانسان‌ و جامعه‌ انسانی‌ در این‌ عبارت‌ خلاصه‌ می‌شود كه‌ می‌فرماید:

 

ولاتكن‌ عبد غیرك‌ فقد جعلك‌ الله حرا.   

 

خود را تحت‌ قید و بند هیچ‌كس‌ و هیچ‌ چیز غیر از «خودت‌» قرار مده‌زیرا خدا تو را آزاد آفریده‌ است‌.

 

امّا واقعاً آزادی‌ چیست‌؟ چرا باید انسان‌ آزاد باشد؟ این‌ آزادی‌ در مقابل‌چه‌ كسی‌ یا چه‌ چیزی‌ و در چه‌ هنگامی‌ است‌؟ قلمروهای‌ آزاد كدامند؟ چگونه‌می‌توان‌ آزاد بود؟

این‌ها سؤالاتی‌ است‌ كه‌ همواره‌ هنگام‌ بحث‌ از آزادی‌ ذهن‌ انسان‌ها واندیشمندان‌ را به‌ خود مشغول‌ كرده‌ است‌.

واژه‌ آزادی‌ در تاریخ‌ زبان‌شناسی‌ مترادف‌ها و مخالف‌های‌ متعددی‌داشته‌ است‌. لغات‌ مترادف‌ «آزادی‌» عبارتند از: رهایی‌، اختیار، عدم‌ مداخله‌،عدم‌ محدودیت‌، عدم‌ وجود مانع‌ و عدم‌ فشار. لغات‌ مخالف‌ «آزادی‌» عبارتنداز: قید، بند، مداخله‌، محدودیت‌، فشار، بندگی‌، بردگی‌، مانع‌، جبر، اجبار واستبداد.

افراد و متفكرین‌ معمولاً در یافتن‌ مفهوم‌ آزادی‌ دچار سردرگمی‌ شده‌اند،امّا اگر بپذیریم‌ كه‌ در حوزه‌ زبان‌شناسی‌ یك‌ واژه‌ در مواضع‌ مختلف‌ بامفاهیم‌ متفاوت‌ به‌ كار می‌رود، از سردرگمی‌ نجات‌ می‌یابیم‌. با همه‌ این‌ها درتقسیم‌بندی‌ آزادی‌ دو مفهوم‌، قدر مشترك‌ همه‌ متفكرین‌ درباره‌ «آزادی‌»است‌: «آزادی‌ حقیقی‌» و «آزادی‌ كاذب‌».

نزد اندیشمندان‌ سیاسی‌، شاید متداول‌ترین‌ مفهوم‌ اصطلاحی‌ آزادی‌،«حاكمیت‌ انسان‌ بر اعمال‌، رفتار و سرنوشت‌ خود» است‌. این‌ حاكمیت‌خدادادی‌ و فطری‌ است‌، یعنی‌ خداوند آزادی‌ را در فطرت‌ الاهی‌ انسان‌ به‌ودیعت‌ نهاده‌ است‌. به‌همین‌ دلیل‌ از آزادی‌ با عنوان‌ «حق‌ طبیعی‌» یا«حق‌فطری‌» یاد می‌شود.

در اندیشه‌ امام‌ علی  آزادی‌ یكی‌ از بزرگ‌ترین‌ و عالی‌ترین‌ ارزش‌های‌انسانی‌ است‌. به‌ عقیده‌ امام‌، آزادی‌ برای‌ انسان‌ ارزشی‌ مافوق‌ سایر ارزش‌های‌دنیایی‌ است‌. امام‌ از معدود اندیشمندانی‌ است‌ كه‌ با توجّه‌ به‌ شرایط‌ و نیازهای‌زمان‌ و درك‌ شرایط‌ خفقان‌آور دوران‌های‌ مختلف‌ حكومت‌ پادشاهان‌ به‌طرح‌ و بسط‌ این‌ مسأله‌ در آثار خود پرداخت‌. اگرچه‌ او مجال‌ نیافت‌ كه‌ درنظام‌ نوپای‌ ولایت‌ ائمه‌، مسائل‌ نظری‌ موردنظر خود را به‌ منصه‌ ظهور برساند،امّا در مدت‌ زمان‌ كوتاه‌ حكومتش‌ بر جامعه‌ اسلامی‌ «كارِ كارستانی‌» در صحنه‌عمل‌ به‌ وجود آورد كه‌ در طول‌ تاریخ‌ مورد استناد همه‌ موافقان‌ و مخالفان‌ ومسلمانان‌ و غیرمسلمانان‌ بوده‌ است‌.

آن‌چه‌ امام‌علی‌(ع) در مورد  آزادی‌، جنبه‌های‌ مختلف‌ آن‌ و طرح‌های‌تضمین‌ كننده‌ آن‌ عرضه‌ می‌كند، پیچیده‌، از روی‌ حكمت‌ و دارای‌ مرتبتی‌رفیع‌ است‌. در ارائه‌ نظریه‌ «آزادی‌»، امام‌ بی‌تردید از دین‌ به‌ویژه‌ مسائل‌اخلاقی‌ آن‌ بسیار بهره‌ برده‌ است‌. امام‌(ع) آزادی‌ را این‌گونه‌ تعریف‌ می‌كند:

آزادی‌، رها بودن‌ از هر نوع‌ قید و بندی‌ است‌ كه‌ كسانی‌ دیگر یاچیزهای‌ دیگر برای‌ انسان‌ ایجاد می‌كنند.

این‌ تعریف‌ از آزادی‌ به‌ مثابه‌ عدم‌ محدودیت‌ است‌. هر چه‌ این‌ عدم‌محدودیت‌ گسترده‌تر باشد، آزادی‌ انسان‌ بیش‌تر است‌. اگر قرار است‌ موانع‌ یامحدودیت‌هایی‌ در راه‌ زندگی‌ انسان‌ قرار بگیرند، باید از جانب‌ خود اوپذیرفته‌ شده‌ باشند. بنابراین‌ اگر انسان‌ پذیرفت‌ كه‌ محدودیتی‌ برای‌ خود ایجادكند، باز «آزاد» است‌ و این‌ قید و بند مخالف‌ آزادی‌ او نیست‌ زیرا خودش‌ آن‌را پذیرفته‌ است‌.

از آن‌ زمان‌ كه‌ به‌ علّت‌ نگرانی‌ از به‌ خطر افتادن‌ نسل‌ بشر در جامعه‌ انسانی‌حكومت‌ ایجاد شد، بشر دریافت‌ كه‌ باید «آزادی‌» را به‌ خاطر «آزادی‌» محدودكند، زیرا استفاده‌ بشر از «آزادی‌ بدوی‌» یا آزادی‌ طبیعی‌ و فطری‌ در وضعیت‌طبیعی‌ دورانی‌ كه‌ ما آن‌ را «دوران‌ وحدت‌» می‌نامیم‌، استفاده‌ای‌ درست‌ ومحدود شده‌ است‌. امّا «آزادی‌» در «دوران‌ اختلاف‌» منجر به‌ ایجاد تفرقه‌ وتضعیف‌ شدید بنیان‌های‌ اجتماعی‌ گردید. در آن‌ دوره‌ صاحبان‌ زر و زور بابهره‌گیری‌ گسترده‌ از «آزادی‌ مطلق‌» خود، آزادی‌ ضعفا را پایمال‌ كرده‌، آن‌هارا تحت‌ استعمار و استثمار خود درمی‌آوردند. بنابراین‌ آزادی‌ باید محدودمی‌شد. یعنی‌ پس‌ از «وضع‌ بدوی‌» آزادی‌ باید به‌ نفع‌ مسائلی‌ همچون‌ نظم‌،عدالت‌، امنیت‌، رفاه‌، عمران‌، هدایت‌ و در نهایت‌ به‌ نفع‌ خود آزادی‌ محدود می‌شد و هركس‌ قسمتی‌ از آزادی‌های‌ خود را آگاهانه‌ و آزادانه‌ فدای‌ بقیه ‌لوازم‌ زندگی‌ اجتماعی‌ می‌نمود و در واقع‌ پاره‌ای‌ از آزادی‌ فطری‌ و طبیعی‌خود را تحت‌ نظارت‌ «دولت‌» قرار می‌داد، چرا كه‌ بدون‌ چنین‌ محدودیتی‌حفظ‌ اجتماع‌ انسانی‌ و ایجاد اجتماعی‌ مطلوب‌ ممكن‌ نبود. امّا چه‌ «چیزی‌» باید قلمرو آزادی‌ عمل‌ انسان‌ را محدود می‌كرد؟ امام‌علی‌(ع) كه‌ مكتبش ‌پیوند زوال‌ناپذیری‌ با آزادی‌ دارد، معتقد است‌ كه‌ تنها وسیله‌ محدود كننده‌ آزادی باید «قانون‌» و تضمین‌كننده‌ آن‌ باید دولت‌ باشد. بنابراین‌ دولت‌، ضامن‌ آزادی‌است‌ نه‌ دشمن‌ آن‌. هرجا آزادی‌ مورد تهدید قرار می‌گیرد وظیفه‌ دولت‌ است ‌كه‌ مداخله‌ كرده ‌، به‌ اَعمالی‌ برای‌ حفاظت‌ از آزادی‌ اقدام‌ نماید.

ولی‌ در عین‌ حال‌ امام‌(ع) معتقد بوده‌ است‌ كه‌ در قلمرو آزادی‌های‌ فردی‌،حداكثری‌ وجود دارد كه‌ به‌ هیچ‌ عنوان‌ نباید مورد تجاوز قرار گیرد. چون‌ اگرچنین‌ شود، فرد خود را در بن‌بستی‌ چنان‌ تنگ‌ گرفتار خواهد دید كه‌ در آن‌حتی‌ رشد استعدادهای‌ طبیعی‌اش‌ نیز با مانع‌ روبه‌رو است‌، در حالی‌ كه ‌فهمیدن‌ و دنبال‌ كردن‌ هدف‌های‌ گوناگونی‌ كه‌ فرد آن‌ها را شایسته‌ یا مقدس‌می‌داند، به‌ این‌ استعدادها و رشد آن‌ها بستگی‌ دارد. پس‌ باید میان‌ قلمروزندگی‌ فردی‌ (خصوصی‌) با قلمرو حیات‌ اجتماعی‌ (عمومی‌) و سیاسی‌(دولتی‌) مرزی‌ قائل‌ شد. به‌ عبارت‌ دیگر، محدودیت‌های‌ اجتماعی‌ و سیاسی‌نباید قلمروی‌ زندگی‌ فردی‌ (خصوصی‌) افراد را محدود نمایند. این‌ قلمرویی‌است‌ كه‌ نه‌ دولت‌، نه‌ هیچ‌ مقام‌ دیگری‌ حق‌ تجاوز به‌ آن‌ را ندارد. البتّه‌«توتالیتریست‌ها» معتقد بوده‌ و هستند برای‌ آن‌كه‌ زندگی‌ اجتماعی‌ به‌ سامان‌برسد و از آسیب‌ رساندن‌ مردم‌ به‌ یكدیگر ممانعت‌ شود، باید اقداماتی‌صورت‌ گیرد تا بتوان‌ مردم‌ را بر سر جای‌ خود نگاه‌ داشت‌ و بنابراین‌ باید هرچه‌ بیش‌تر بر قلمرو نظارت‌ متمركز دولت‌ (سانترالیزم‌ دمكراتیك‌) افزود و ازحوزه‌ آزادی‌های‌ فردی‌ كاست‌. امّا بعضی‌ دیگر اعتقاد داشته‌اند كه‌ پاره‌ای‌ ازوجود انسان‌ باید از حوزه‌ نظارت‌ اجتماعی‌ دور و بر كنار بماند. تجاوز به‌ این‌محدوده‌ هر اندازه‌ هم‌ اندك‌ باشد، خودكامگی‌ و استبداد قلمداد می‌شود. امّااین‌ كه‌ این‌ خط‌ مرزی‌ كجا باید كشیده‌ شود، مورد بحث‌ و اختلاف‌ است‌.مطهری‌ یكی‌ از مفسران‌ نظرات‌ امام‌ علی‌(ع) و از مدافعان‌ آزادی‌، با برداشت‌از آثار اوّلیه‌ امام‌ علی‌ بر آن‌ بود كه‌ دست‌كم‌ آزادی‌ تفكر، عقیده‌، انتخاب‌،بیان‌ و مالكیت‌ باید از هرگونه‌ تعرض‌ خودسرانه‌ مصون‌ بماند. امام‌ علی‌(ع)حتی‌ فهرست‌هایی‌ از آزادی‌های‌ فردی‌ ارائه‌ و ترتیب‌ می‌دهند و در خصوص‌مهار «قدرت‌ مسلط‌» با همه‌ آزادی‌خواهان‌ تاریخ‌ هم‌سخن‌ هستند كه‌:

اگر می‌خواهیم‌ انسانیت‌ انسان‌ را تضمین‌ كنیم‌، باید در حفظ‌ حداقل‌قلمرو آزادی‌ خصوصی‌ او تلاش‌ كنیم‌ زیرا آزادی‌ معیار حیات‌انسانیت‌ انسان‌ است‌.

بنابراین‌ كلیه‌ محدودیت‌های‌ سیاسی‌ ـ اجتماعی‌ ایجاد شده‌ در هر دوره‌ ودر هر اجتماعی‌، نباید به‌ گونه‌ای‌ باشد كه‌ اختیار و آزادی‌ اوّلیه‌ تكوینی‌خدادادی‌ از میان‌ برداشته‌ شود و انسان‌ به‌ برده‌ای‌ تبدیل‌ شود كه‌ در نتیجه‌ آن‌حیات‌ و انسانیت‌ او به‌ خطر بیافتد، بلكه‌ باید این‌ محدودیت‌ها را به‌گونه‌ای‌ساماندهی‌ نمود كه‌ ضمن‌ بالا بردن‌ توانایی‌ انسان‌ برای‌ تشكیل‌ اجتماع‌، انسانیت‌او را نیز تقویت‌ كنند، نه‌ این‌كه‌ باعث‌ سوق‌ یافتن‌ او به‌ سوی‌ حیوانیت‌ گردند.البتّه‌ زندگی‌ كردن‌ در آزادی‌ مطلق‌ نیز غیرممكن‌ است‌ و هر كس‌ باید بخشی‌ ازآزادی‌ خود را برای‌ حفظ‌ بقیه‌ آن‌ فدا كند، امّا تسلیم‌ كامل‌ و دست‌ شستن‌ ازتمامی‌ آزادی‌ نیز نقض‌ غرض‌ است‌.

امّا واقعاً آن‌ حداقل‌ آزادی‌ موردنظر چیست‌؟ ملاك‌ تعیین‌ این‌ قلمروی‌آزادی‌ و عدم‌ مداخله‌ كدام‌ است‌؟ آیا اجبار بعد از آزادی‌ را می‌توان‌ توجیه‌كرد؟ چرا حفظ‌ آزادی‌ خصوصی‌ در نظر امام‌ علی‌(ع) این‌ اندازه‌ حرمت‌دارد؟

امام‌ علی‌(ع) معتقد است‌ كه‌ اگر هر كس‌ به‌ حفظ‌ آزادی‌های‌ خویش‌ درجامعه‌ مدنی‌ مایل‌ باشد، نباید تنها به‌ اعلام‌ تمایل‌ خویش‌ اكتفا كند، بلكه‌ بایدطرح‌هایی‌ در اندازد كه‌ در پرتو آن‌ مرزهای‌ اقتدارگرایی‌ مطلق‌ و آزادی‌مشخص‌ شود و كسی‌ توانایی‌ تجاوز كردن‌ به‌ این‌ مرزها را نداشته‌ باشد زیرا دربیش‌تر زمان‌ها آزادی‌های‌ انسانی‌ حتی‌ از جانب‌ اكثریت‌، مورد تجاوز قرار گرفته‌ و می‌گیرد. بنابراین‌ نمی‌توان‌ هیچ‌ جامعه‌ای‌ را آزاد خواند مگرآن‌كه‌ چند اصل‌ مرتبط‌ با هم‌، برآن‌ حكومت‌ داشته‌ باشد. در این‌جا ضمن‌آوردن‌ مقدمه‌ای‌ در باب‌ آزادی‌ فطری‌، به‌ مسائل‌ مربوط‌ به‌ آن‌ اصول‌ و طرح‌ها خواهیم‌ پرداخت‌. 

 

                 ادامه دارد ...                                             گروه سیاسی


امتیاز دهی:

از علی ابن ابیطالب به مالك اشتر

 

بخش اول

 

 این فرمان را براى مالك اشتر نخعى نوشت ، هنگامى كه او را امارت مصر و توابع آن داد. درآن هنگام كه كار بر محمد بن ابى بكر آشفته شده بود. این فرمان درازترین فرمانهاست و از دیگر نامه هاى او محاسن بیشترى در بردارد:

 

به نام خداوند بخشاینده مهربان

این فرمانى است از بنده خدا، على امیرالمؤ منین ، به مالك بن الحارث الاشتر. در پیمانى كه با او مى نهد، هنگامى كه او را فرمانروایى مصر داد تا خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پیكار كند و كار مردمش را به صلاح آورد و شهرهایش را آباد سازد.

او را به ترس از خدا و برگزیدن طاعت او بر دیگر كارها و پیروى از هر چه در كتاب خود بدان فرمان داده ، از واجبات و سنتهایى كه كس به سعادت نرسد مگر به پیروى از آنها، و به شقاوت نیفتد، مگر به انكار آنها و ضایع گذاشتن آنها. و باید كه خداى سبحان را یارى نماید به دل و دست و زبان خود، كه خداى جلّ اسمه ، یارى كردن هر كس را كه یاریش كند و عزیز داشتن هر كس را كه عزیزش دارد بر عهده گرفته است . و او را فرمان مى دهد كه زمام نفس خویش در برابر شهوتها به دست گیرد و از سركشیهایش باز دارد، زیرا نفس همواره به بدى فرمان دهد، مگر آنكه خداوند رحمت آورد.

اى مالك ، بدان كه تو را به بلادى فرستاده ام كه پیش از تو دولتها دیده ، برخى دادگر و برخى ستمگر. و مردم در كارهاى تو به همان چشم مى نگرند كه تو در كارهاى والیان پیش از خود مى نگرى و درباره تو همان گویند كه تو درباره آنها مى گویى و نیكوكاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جارى ساخته ، توان شناخت .

باید بهترین اندوخته ها در نزد تو، اندوخته كار نیك باشد. پس زمام هواهاى نفس خویش فروگیر و بر نفس خود، در آنچه براى او روا نیست ، بخل بورز كه بخل ورزیدن بر نفس ، انصاف دادن است در آنچه دوست دارد یا ناخوش مى شمارد. مهربانى به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعار دل خود ساز. چونان حیوانى درنده مباش كه خوردنشان را غنیمت شمارى ، زیرا آنان دو گروهند یا همكیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش . از آنها خطاها سر خواهد زد و علتهایى عارضشان خواهد شد و، بعمد یا خطا، لغزشهایى كنند، پس ، از عفو و بخشایش خویش نصیبشان ده ، همانگونه كه دوست دارى كه خداوند نیز از عفو و بخشایش خود تو را نصیب دهد. زیرا تو برتر از آنها هستى و، آنكه تو را بر آن سرزمین ولایت داده ، برتر از توست و خداوند برتر از كسى است كه تو را ولایت داده است . ساختن كارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزموده است .

اى مالك ، خود را براى جنگ با خدا بسیج مكن كه تو را در برابر خشم او توانى نیست و از عفو و بخشایش او هرگز بى نیاز نخواهى بود. هرگاه كسى را بخشودى ، از كرده خود پشیمان مشو و هرگاه كسى را عقوبت نمودى ، از كرده خود شادمان مباش .هرگز به خشمى ، كه از آنت امكان رهایى هست ، مشتاب و مگوى كه مرا بر شما امیر ساخته اند و باید فرمان من اطاعت شود. زیرا، چنین پندارى سبب فساد دل و سستى دین و نزدیك شدن دگرگونیها در نعمتهاست . هرگاه ، از سلطه و قدرتى كه در آن هستى در تو نخوتى یا غرورى پدید آمد به عظمت ملك خداوند بنگر كه برتر از توست و بر كارهایى تواناست كه تو را بر آنها توانایى نیست . این نگریستن سركشى تو را تسكین مى دهد و تندى و سرافرازى را فرو مى كاهد و خردى را كه از تو گریخته است به تو باز مى گرداند.
بپرهیز از اینكه خود را در عظمت با خدا برابر دارى یا در كبریا و جبروت ، خود را به او همانند سازى كه خدا هر جبارى را خوار كند و هر خودكامه اى را پست و بیمقدار سازد. هر چه خدا بر تو فریضه كرده است ، ادا كن و درباره خواص خویشاوندانت و از افراد رعیت ، هركس را كه دوستش مى دارى ، انصاف را رعایت نماى . كه اگر نه چنین كنى ، ستم كرده اى و هر كه بر بندگان خدا ستم كند، افزون بر بندگان ، خدا نیز خصم او بود. و خدا با هر كه خصومت كند، حجتش را نادرست سازد و همواره با او در جنگ باشد تا از این كار باز ایستد و توبه كند. هیچ چیز چون تمكارى ، نعمت خدا را دیگرگون نكند و خشم خدا را برنینگیزد، زیرا خدا دعاى ستمدیدگان را مى شنود و در كمین ستمكاران است .

باید كه محبوبترین كارها در نزد تو، كارهایى باشد كه با میانه روى سازگارتر بود و با عدالت دمسازتر و خشنودى رعیت را در پى داشته باشد زیرا خشم توده هاى مردم ، خشنودى نزدیكان را زیر پاى بسپرد و حال آنكه ، خشم نزدیكان اگر توده هاى مردم از تو خشنود باشند، ناچیز گردد. خواص و نزدیكان كسانى هستند كه به هنگام فراخى و آسایش بر دوش والى بارى گران اند و چون حادثه اى پیش آید كمتر از هر كس به یاریش برخیزند و خوش ندارند كه به انصاف درباره آنان قضاوت شود. اینان همه چیز را به اصرار از والى مى طلبند و اگر عطایى یابند، كمتر از همه سپاس مى گویند و اگر به آنان ندهند، دیرتر از دیگران پوزش ‍ مى پذیرند. در برابر سختیهاى روزگار، شكیباییشان بس اندك است . اما ستون دین و انبوهى مسلمانان و ساز و برگ در برابر دشمنان ، عامه مردم هستند، پس ، باید توجه تو به آنان بیشتر و میل تو به ایشان افزونتر باشد.

و باید كه دورترین افراد رعیت از تو و دشمنترین آنان در نزد تو، كسى باشد كه بیش از دیگران عیبجوى مردم است . زیرا در مردم عیبهایى است و والى از هر كس دیگر به پوشیدن آنها سزاوارتر است . از عیبهاى مردم آنچه از نظرت پنهان است ، مخواه كه آشكار شود، زیرا آنچه بر عهده توست ، پاكیزه ساختن چیزهایى است كه بر تو آشكار است و خداست كه بر آنچه از نظرت پوشیده است ، داورى كند. تا توانى عیبهاى دیگران را بپوشان ، تا خداوند عیبهاى تو را كه خواهى از رعیت مستور بماند، بپوشاند. و از مردم گره هر كینه اى را بگشاى و از دل بیرون كن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشیده داشته اند، به تغافل زن و گفته سخن چین را تصدیق مكن زیرا سخن چین ، خیانتكار است ، هر چند، خود را چون نیكخواهان وانماید.    

 

                      ادامه دارد ...                               گروه مذهبی - سیاسی

 


امتیاز دهی:
دیدگاه () | 1389/04/31 | دسته‌بندی: كویریات,حرف دل,

تندیس سخن

 

بخش دهم

 

 

 

موفقیت برای اشخاص کم ظرفیت مقدمه گستاخی است . ضرب المثل ایتالیایی

 

 

دستهایی که کمک می کنند مقدس تر از لبهایی هستند که دعا می کنند . کوروش

 

 

یك انسان ناسپاس خوشبخت نشان بده . زیگ زیگلر

 

 

برآزندگان خواهند ساخت سرآیندگان از پس آن خواهند سرود و زمین آیندگان را بارور می سازند . ارد بزرگ

 

 

کسی که می تواند انجام می دهد و کسی که نمی تواند به دیگران یاد می دهد . جرج برنارد شاو

 

 

آنچه سبب امنیت روح می شود ایمان است . گارودی

 

 

کسی که آزادی می جوید زندانی برای اندیشه های دیگر نمی گسترد . ارد بزرگ

 

 

شما همانی هستید كه فكر می كنید . كلمنت استون

 

 

اگر باور داشته باشی كه می توانی , حتما می توانی . ناپلئون هیل

 

 

سخن گفتن از دوستی و دشمنی پایدار در سیاست ، خنده آور است . ارد بزرگ

 

 

کمی عقل سلیم، اندکی اغماض و قدری خوش خلقی داشته باشید، آن وقت خواهید دید در این دنیا چقدر آسوده و خوشبخت اید. سامرست موام

 

 

وقتی جوانتر بودم همه چیز را به خاطر می‌آوردم، حالا می‌خواست اتفاق افتاده باشد یا نه! . مارك تواین

 

 

آنکه با تلاش بسیار اندیشه خویش را فربه نمود ، با این وجود باز گوش به سخن این و آن سپرد ، دیگر نمی توان آینده روشنی در پیش روی او دید . ارد بزرگ

 

 

یك انسان خردمند فرصتها و شانس ها را می سازد , نه اینكه در انتظار آنها بنشیند . فرانسیس بیكن

 

 

شجاعت داشته باش تا با حقیقت رو به رو شوی . استون

 

 

در تاریکترین شب های ستم ، روشنترین ستاره ها زاده می شوند . ارد بزرگ

 

 

                                                              ادامه دارد ...


امتیاز دهی:
دیدگاه () | 1389/04/31 | دسته‌بندی: قانون,

حكم قانون فراتر از هر شخصی است !!! ارسطو

 

اصل ۴۳ قانون اساسی ج.ا.ا

 

برای تأمین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه‏کن کردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد، با حفظ آزادی او، اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بر اساس ضوابط زیر استوار می‌شود:

تأمین نیازهای اساسی: مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده برای همه.

تأمین شرایط و امکانات کار برای همه به منظور رسیدن به اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار همه کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند، در شکل تعاونی، از راه وام بدون بهره یا هر راه مشروع دیگر که نه به تمرکز و تداول ثروت در دست افراد و گروه‏های خاص منتهی شود و نه دولت را به صورت یک کارفرمای بزرگ مطلق درآورد. این اقدام باید با رعایت ضرورت‏های حاکم بر برنامه‏ریزی عمومی اقتصاد کشور در هر یک از مراحل رشد صورت گیرد.

تنظیم برنامه اقتصادی کشور به صورتی که شکل و محتوا و ساعت کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی‏، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در رهبری کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد.

رعایت آزادی انتخاب شغل، و عدم اجبار افراد به کاری معین و جلوگیری از بهره‏کشی از کار دیگری.

منع اضرار به غیر و انحصار و احتکار و ربا و دیگر معاملات باطل و حرام.

منع اسراف و تبذیر در همه شئون مربوط به اقتصاد، اعم از مصرف، سرمایه‏گذاری، تولید، توزیع و خدمات.

استفاده از علوم و فنون و تربیت افراد ماهر به نسبت احتیاج برای توسعه و پیشرفت اقتصاد کشور.

جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد کشور.

تأکید بر افزایش تولیدات کشاورزی، دامی و صنعتی که نیازهای عمومی را تأمین کند و کشور را به مرحله خودکفایی برساند و از وابستگی برهاند.

 

اصل ۴۸ قانون اساسی ج.ا.ا

 

در بهره‏برداری از منابع طبیعی و استفاده از درآمدهای ملی در سطح استان ها و توزیع فعالیت های اقتصادی میان استان ها و مناطق مختلف کشور، باید تبعیض در کار نباشد، به طوری که هر منطقه فراخور نیازها و استعداد رشد خود، سرمایه و امکانات لازم در دسترس داشته باشد.

 


امتیاز دهی:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic