تبلیغات
نسل سوخته
دیدگاه () | 1391/05/27 | دسته‌بندی: سیاسی,

گفت و گو با دكتر زیباكلام درباره جنگ 1967 بین یهود و اعراب

نسل سوخته ... چگونه اسرائیل فلسطین را بلعید؟! ... دكتر صادق زیباكلام

صادق زیباکلام، استاد علوم‌سیاسی در دانشگاه تهران در تحلیل ریشه‌ها و پیامدهای جنگ ژوئن 1967 به اختلافات تاریخی اعراب و یهودیان حتی در زمان حضرت ابراهیم اشاره می‌کند. وی مهم‌ترین پیامد شکست اعراب در جنگ شش روزه تغییر ادبیات سیاسی دولت‌های عربی می‌داند، بدین معنا که دولت‌های عربی بعد از جنگ 1967، سطح نزاع خود را از «موجودیت اسرائیل» به «مرزهای اسرائیل» کاهش دادند. آنچه در پی می‌آید متن گفت‌وگوی نسل سوخته با دکتر صادق زیباکلام درباره«جنگ ژوئن 1967: خواستگاه و پیامد‌های آن» است.


چرا جنگ 1967 رخ داد و چگونه شد که اعراب نتوانستند در این جنگ پیروز شوند؟

مشکل بررسی مناقشه اعراب و اسرائیل این است که شما از هر مقطع و برهه‌ای که وارد تحلیل این مناقشه بشوید کارتان علی الاصول ناقص است، زیرا ما می‌خواهیم راجع به پیامدهای جنگ 6 روزه 1967 یا 1346 شمسی صحبت کنیم و اولین سوالی که قاعدتاً برای خواننده شما به وجود می‌آید این است که چرا این جنگ بین نیروهای مصر، سوریه، اردن و فلسطینی از یک سو و از سوی دیگر اسرائیل به‌وجود آمد؟ صرف نظر از خود این جنگ و تبعات و پیامدهای بلند‌مدت آن، اساساً چرا این جنگ به‌وجود آمد؟ خوب قاعدتاً جواب این است که جنگ شش روزه به این دلیل بوجود آمد که بین اعراب و اسرائیل دشمنی دیرینه و عمیقی وجود داشت. سوال بعدی که خواننده خواهد پرسید این است که ریشه این دشمنی در کجا است؟ پاسخ می‌دهید که به‌دلیل اینکه اسرائیل سرزمین فلسطین را در می‌1948 یا خرداد 1327 به اشغال خودش در آورد.

سوال بعدی می‌شود که این اسرائیل که در سال 1948 فلسطین را به اشغال خودش درآورد و در نتیجه جنگ 1967 برای بازپس گیری فلسطین بوده، از کجا سر و کله‌اش پیدا می‌شود؟ اصلاً اسرائیل قبلش کجا بوده که می‌تواند بیاید و فلسطین را اشغال کند؟ ارتش مصر و سوریه و اردن و سایر اعراب آن زمان کجا بودند و چه می‌کردند؟ به هر حال در آن زمان جمعیت اعراب بیش از یکصد میلیون نفر بوده و اکثریت هم مسلمان، اینها در آن مقطع چه می‌كردند و چرا اجازه دادند که اسرائیلی‌ها(یهودی‌ها) بیایند و کشور فلسطین را اشغال کنند؟ بعد این گمان به‌وجود می‌آید که حتماً اسرائیل از سوی ابرقدرت‌ها و استکبار جهانی مانند انگلیس، آمریکا، صهیونیسم و... حمایت می‌شده.

بعد شما پاسخ می‌دهید که اگرچه از این یهودیان حمایت سیاسی می‌شد ولی به هیچ وجه حمایت نظامی و لجستیکی‌ای از آنها صورت نمی‌گرفت... این پاسخ‌ها، موضوع را پیچیده‌تر می‌کند که اگر واقعاً غربی‌ها اسلحه و مهمات، نیرو و لجستیک به یهودیان نمی‌دادند، پس آنها چگونه سرزمین فلسطین را اشغال کردند؟ اصلاً اسرائیل آن موقع کجا بود که توانست بیاید این کار را انجام دهد؟ بعد پاسخ می‌دهید که اسرائیل آن موقع اساساً رژیم نبود. اسرائیل در حقیقت در خرداد 1327 متولد شد. تا آن موقع رژیمی در خاورمیانه به نام اسرائیل وجود نداشت تا اینکه در سال 1327 مجمع عمومی سازمان ملل بخشی از سرزمین فلسطین را به رژیم جدید به‌نام اسرائیل اختصاص داد و بخش دیگر آن را همان کشور فلسطین دانست یعنی دو کشور به وجود آمد.

یک کشور به نام اسرائیل و یک کشور به نام فلسطین. کشور فلسطین در حقیقت حدود60 درصد کل خاک فلسطین را شامل می‌شد و رژیم نوبنیاد اسرائیل چیزی حدود 38 درصد. سوال بعدی این می‌شود که چرا مجمع عمومی سازمان ملل این تصمیم را گرفت؟ سوال بعدی این می‌شود که اگر در طرح اولیه وسعت خاک اسرائیل کمتر از نصف بوده چگونه است که طبق آخرین توافقی که در سال 1373/1984 با وساطت کشور نروژ در شهر اسلو (توافق اسلو) انجام می‌شود، فلسطینی‌ها می‌پذیرند که با اسرائیل صلح کنند و سهم آنها از 60 درصد به کمتر از 20 درصد از کل خاک فلسطین برسد؟ مع ذالک آن 20 درصد را هم اسرائیلی‌ها حاضر نبودند واگذار کنند. فی‌الواقع می‌خواهم بگویم که از سال 1327/1948 به این طرف به طور منظم کشور فلسطین که قرار است روزی ایجاد شود،کوچکتر و به عکس رژیم اسرائیل به طور منظم گسترش پیدا کرده است. بعد مخاطب خواهد پرسید اصلاً چرا سازمان ملل متحد در سال 1327 تقسیم کشور فلسطینی را به رأی گذاشت و چرا فلسطین بین اعراب و یهودیان تقسیم شد؟

آقای دکتر همین پرسش آخر، واقعاً چرا سازمان ملل فلسطین را به دو کشور تقسیم كرد که این همه جنگ و مصیبت به بار اورد تازه با آینده‌ای کاملا نامعلوم؟

در پاسخ به این سوال هم باید گفت زیرا بخشی از جمعیت فلسطین در سال 1327 عرب بودند و بخشی دیگر یهودی. یهودی‌ها بعضاً در آنجا از گذشته‌های دور ساکن بودند و بعضی دیگر ظرف 60، 70 سال گذشته به آنجا مهاجرت کرده بودند. یعنی از نیمه دوم قرن 19 به آنجا آمده و ساکن شده بودند. بعد سوال می‌شود که اینها از کجا مهاجرت کرده بودند؟ پاسخ می‌دهید که بخش عمده‌ای از آنها از اروپای شرقی مثل روسیه، لهستان و مجارستان (حدود 70 درصد) و بخش دیگری نیز از اروپای غربی مثل انگلستان، فرانسه و آلمان. بعد موضوع پیچیده‌تر می‌شود که خب اینها برای چه مهاجرت کردند و رفتند فلسطین؟ پاسخ می‌دهید که از نیمه قرن نوزده به بعد احساسات شدید ضدیهودی(anti-Semitism) در اروپای عصر انقلابات به راه افتاد، اگرچه این ضدیت و نفرت از یهودی‌ها قبلاً هم در اروپا وجود می‌داشت اما از قرن نوزدهم هم انگیزه‌های ان و هم ابعاد آن به‌شدت تغییر یافت. مخاطب می‌پرسد چرا ضدیت با یهودی‌ها در اروپا وجود داشته است؟

 

واقعاً هم چرا ضدیت با یهودی‌ها در قرن نوزدهم که عصر شکوفایی انقلاب، لیبرال دموکراسی، سکولاریسم، اومانیسم، سوسیالیسم و سایر اندیشه‌های مدرن و بشردوستانه در اروپا بوده به‌وجود می‌آید؟ که حسب روایت شما باعث می‌شود تا یهودی‌ها از اروپا به فلسطین مهاجرت كنند و این مصیبت به‌وجود آید؟

من پرهیز دارم که مصاحبه را بکشانم به تاریخ......

ولی عملاً دارید ما را به آن مسیر می‌برید.

خوب ببینید تا حدود زیادی چاره‌ای نیست. مثلاً همین که شما می‌پرسید که چرا Anti-Semitism در قرن 19 متولد می‌شود من را وادار می‌كند که به‌شما پاسخ دهم که اساساً دشمنی با یهودی‌ها خیلی خیلی ریشه دار‌تر از قرن 19 بوده. ریشه نفرت از یهودی‌ها در اروپا باز برمی‌گردد به منازعات مذهبی در قرون وسطی. اما جدا از بحث‌های مذهبی خیلی مسائل سیاسی و اجتماعی دیگر هم بوده که به این موضوع دامن می‌زد. در قرن سیزدهم کلیسا قانونی را به تصویب می‌رساند که یهودیان دیگر حق نداشتند با مسیحیان در یک جا زندگی کنند و در دل شهرهای بزرگ و کوچک اروپا مناطق ویژه‌ای برای یهودی‌ها ایجاد می‌شود که به آنها گتو Ghetto می‌گفتند. یعنی یهودیان باید در یک محله مخصوص به خود زندگی می‌كردند و از سال 1200 به بعد گتوها در همه شهرهای اروپا به‌وجود آمد و یهودی‌ها باید در محله مخصوص به خودشان زندگی می‌کردند.

 

روزها می‌توانستند از آنجا خارج شوند ولی شب را باید برمی‌گشتند به محله خودشان. یهودی‌ها همچنین باید یک بازوبندی می‌بستند که نشان بدهد آنها یهودی هستند. آنها از خیلی حقوق اجتماعی و مزایا محروم بودند و محدودیت‌های زیادی برایشان وجود داشت. نفرت از یهودی‌ها آنقدر شدید بود که اگر در تمام قرون وسطی در یک منطقه‌ای از اروپا قحطی می‌شد به پای یهودیان می‌نوشتند؛ اگر وبا یا طاعون می‌آمد باز به نام یهودیان تمام می‌شد؛ اگر آتش سوزی می‌شد؛ اگر خورشید یا ماه گرفتگی می‌شد؛ اگر خشکسالی می‌شد؛ اگر آتش‌سوزی مهیبی اتفاق می‌افتاد؛ اگر کشوری در جنگ شکست می‌خورد و خلاصه هر اتفاق بد و ناگوار دیگری که رخ می‌داد، مقصر یهودیان بودند. در برخی از کشورهای اروپا در قرون وسطی بعضی رهبران از روی اعتقاد عمیقی که به مسیحیت داشتند یا برای نزدیک شدن به کلیسا و مسیحیان، حکم به اخراج یهودیان از سرزمین‌های‌شان می‌کردند.

 

مثلاً فردیناند امپراتور اسپانیا در قرن 14 میلادی تمامی یهودیان ساکن کشورش را که حدود صدهزار نفر بودند را اخراج کرد. شماری از آنها را به روسیه، شمار دیگری را به شمال آفریقا، و عده‌ای را هم به آناتولی فرستاد. مشابه همین اتفاق در پرتغال نیز رخ داد. یهودی‌ها از اشتغال به بسیاری از مشاغل محروم بودند، یهودی‌ها نمی‌توانستند زمین خرید و فروش كنند، هرازگاهی مسیحیان متعصب به‌دنبال یک مرافعه مذهبی به گتوها و محله‌های یهودی‌ها حمله‌ور می‌شدند و خانه و کاشانه یهودی‌ها را به آتش کشیده و غارت می‌کردند، بسیاری را می‌كشتند ..........یک مرتبه مخاطب شما احساس می‌كند که با این مطالب و پرسش‌ها دارد گیج می‌شود و از خود می‌پرسد که ما قرار بود راجع به جنگ 1967 صحبت کنیم، این سوال و جواب‌ها چه معنی‌ای می‌دهد؟ کم کم مخاطب متوجه می‌شود که در چه باتلاقی داریم پیش می‌رویم، زیرا هرچه جلوتر می‌رویم این موضوع عمیقتر می‌شود و سوال‌ها بیشتر می‌شود که اصلاً یهودیان در اروپا چه می‌کردند؟ چرا اینها اینقدر مورد تنفر اروپایی‌ها بودند و اساساً برای چه به آنجا رفته بودند؟ بعد شما پاسخ می‌دهید که آنها به میل و اراده خودشان به اروپا نرفته بودند.

 

اینها در سرزمینی که به آن فلسطین می‌گفتند زندگی می‌كردند تا اینکه امپراتوری روم آنجا را در قرن دوم قبل از میلاد تصرف می‌كند و بعد از مدتی در سال 135 بعد از میلاد و به‌دنبال یک جنگ خونین 4 ساله امپراتور روم تصمیم می‌گیرد برای همیشه از شر یهودیان خلاص شود و بیت‌المقدس را با خاک یکسان و تمام یهودیان را به صورت برده درمراکز برده فروشی روم به فروش می‌رساند و این‌گونه می‌شود که یهودیان در سرتاسر اروپا پخش می‌شوند. اگر سوال شود که یهودیان در زمان امپراتوری روم در فلسطین چه می‌كردند دیگر باید خیلی به عقب برگشت و پاسخ داد که یهودیان زمانی که رومی‌ها وارد بیت‌المقدس شدند 2000 سالی می‌شد که در آنجا ساکن بودند و اگر به طور دقیق بخواهیم ردپای یهودیان را در این منطقه پیدا کنیم می‌بایستی به 2000 سال قبل از میلاد و به دوران حضرت ابراهیم(ع) برویم...

ببخشید آقای دکتر، این بحث‌ها چه ارتباطی به سوال اصلی ما پیدا می‌کند؟

ارتباطش این است که اگر شما اینها را ندانید آن وقت همه دانش و تصورتان از منازعه اعراب و اسرائیل تقلیل می‌یابد به همین یکصد سال اخیر و به یک مشت تئوری‌های توطئه و فرضیه‌های دایی جان ناپلئونی که یک عده صهیونیست در یک جایی جمع شدند و به کمک انگلیس، آمریکا، فراماسون‌ها و... نقشه کشیدند که چگونه فلسطین را به اشغال صهیونیست‌ها دراورند. غربی‌ها و صهیونیست‌ها چندین هدف استراتژیک از این برنامه داشتند. تسلط بر نفت و گاز خاورمیانه؛ تسلط بر منطقه استرتژیک خاورمیانه؛ خنجر به جهان اسلام با جدا کردن فلسطین، کنترل و سرکوب نهضت‌های اسلامی و مردمی در منطقه از طریق اسرائیل و.... اما غافل از اینکه این تحلیل سوالات بسیاری را بی‌پاسخ می‌گذارد.

اگر اسرائیل را ایجاد کردند تا بر نفت و گاز منطقه مسلط شوند، در انصورت عقلا و منطقا می‌بایستی آن‌را نزدیک به منطقه‌ای که نفت و گاز هست، ایجاد می‌كردند یعنی در شمال عراق یا خلیج فارس نه در فلسطین که صدها کیلومتر با مناطق نفت خیز فاصله دارد. به‌علاوه با بودن امثال رژیم‌های محمدرضا پهلوی در ایران، نوری سعید در عراق، ال سعود در عربستان و مابقی متحدین غرب در منطقه چه نیازی به یک متحد جدید بود آن هم متحدی با این همه دردسر از همان آغاز؟ یا این فرضیه هم نادرست است که اسرائیل را بوجود آوردند تا نهضت‌های اسلامی را سرکوب کنند، اولاً 60 سال پیش کدام نهضت اسلامی در منطقه به‌وجود آمده بود؟ مگر اینکه بگوییم غربی‌ها علم غیب داشتند و می‌دانستند که 30،40 سال دیگر در کشورهای خاورمیانه نهضت‌های اسلامی به‌وجود می‌آیند. حتی اگر بگوییم آنها علم غیب داشتند باز هم مساله حل نمی‌شود.

چرا؟

32 سال پیش در ایران یک جنبش اسلامی به‌وجود آمد که خاورمیانه را لرزاند. خوب اسرائیلی‌ها چگونه می‌توانستند آن را سرکوب کنند؟ به‌رغم اینکه حضور گسترده‌ای در ایران داشتند آیا غیر از این است که یک سال قبل از انقلاب و زودتر از همه چمدان‌های‌شان را بستند و از ایران رفتند؟ اصلاً شما چرا راه دور می‌روید ایران یا مصر پیشکش، همین حماس و جهاد اسلامی که تو دل خود اسرائیل و زیر بیرق سرنیزه اسرائیلی‌ها به‌وجود آمده اسرائیلی‌ها نتوانسته‌اند هیچ کاری برای سرکوبش بکنند و بزرگترین مصیبت برای آنها تبدیل شده است. چگونه آن وقت قرار بوده که اسرائیل را غربی‌ها به‌وجود بیاورند که نهضت‌های اسلامی را سرکوب کند؟

پس به نظر شما برای درک و تحلیل جنگ ژوئن 1967 باید آن را در یک ظرف تاریخی بلندمدت مورد بررسی قرار داد.

 

بله، برای بررسی مناقشه اعراب و اسرائیل به‌طور کلی و جنگ شش روزه به‌طور خاص، هیچ راهی وجود ندارد مگر اینکه به تاریخ یهودیت مراجعه کنیم. یعنی تا شما نتوانید بفهمید در اروپای قرون وسطی و بعد از آن و بالاخص در اروپای قرن نوزدهم چه اتفاقاتی افتاده هرگز نخواهید فهمید چرا اسرائیل بوجود آمد و با این ضعف در فهم تاریخ مجبور خواهید بود به تئوری‌های توطئه روی بیاورید.

بسیار خوب بازگردیم به تاریخ و روایت شما از تصمیم سازمان ملل در بوجود اوردن اسرائیل؟

تصمیم مجمع عمومی سازمان ملل توطئه انگلستان نبود بلکه جهت اطلاع خوانندگان باید گفت که دولت انگلیس در آن زمان به این قطعنامه(تاسیس دولت اسرائیل) رأی منفی داد. در هر حال این تصمیم گرفته شد و یهودیان به‌رغم مخالفت اولیه علی الظاهر قبول کردند که در کمتر از 50 درصد خاک فلسطین ساکن شوند. ولی اعراب آن را نپذیرفتند و از همان لحظه اعلام تاسیس اسرائیل، نیروهای نظامی و مسلح عرب آماده حمله به اسرائیل شدند و در خرداد 1327/1948 به رژیم نوبنیاد اسرائیل حمله کردند.

نکته جالب اینکه به لحاظ تعداد نفرات در مقابل هر یهودی بیش از 10 عرب حضور داشت منتهی چند نکته اساسی وجود داشت که معادلات نظامی را تغییر داد. اول اینکه اسرائیلی‌ها می‌دانستند دارند برای بقایشان می‌جنگند نه برای حفظ خاک و سرزمین؛ دوم اینکه اسرائیلی‌ها می‌دانستند که اعراب می‌خواهند حمله کنند و آمادگی آن را داشتند و سوم هم اینکه بسیاری از اسرائیلی‌ها تحصیل کرده بودند و اطلاعات نظامی زیادی داشتند(بسیاری از آنها افسران نظامی بودند که در ارتش‌های فرانسه، انگلیس، لهستان و روسیه آموزش دیده بودند و با تمام توان برای خود تسلیحات تهیه کرده بودند و سازماندهی بسیار مناسبی داشتند)، برای آنها مساله جنگ بعد از ایجاد اسرائیل مساله مرگ و زندگی بود و می‌دانستند اگر بازنده جنگ باشند دیگر همه چیر را باخته‌اند. آن جنگ از نظر اعراب بی‌نتیجه ماند زیرا اعراب از نظر خود در خیال محو کامل اسرائیل بودند ولی به این هدف خود نرسیدند و روز به روز هم اسرائیل قوی‌تر شد.

زیرا از کمک مالی هنگفت یهودیان آمریکایی برخوردار بودند و به علاوه بدلیل کیفیت افرادی که مهاجرت کرده بودند، این کشور به‌سرعت از نظر کشاورزی، تجاری و صنعتی رشد کرد و قوای نظامی آن هم به سرعت نیرومند شد. اعراب مثل امروز همواره درصدد نابود کردن اسرائیل بودند و هیچ وقت حاضر نبودند آن را به رسمیت بشناسند. به خصوص با رشد جنبش‌های ناسیونالیستی و ظهور ناصریسم در کشورهای عربی در سال‌های بعدی، این تفکر تشدید شد و اعراب با این پیش زمینه و به منظور محو کامل اسرائیل تصمیم حمله به آن را گرفتند.

در جریان جنگ شش روزه 1967 هم مجموعه نیروهای نظامی و تجهیزات اعراب بیش از اسرائیل بود. ولی اسرائیلی‌ها از طریق نفوذ گسترده در نیروهای نظامی مصر و با پیش دستی توانستند در ساعات اولیه شروع جنگ بخش عمده‌ای از نیروی هوایی مصر را از کار بیندازد، بدون اینکه مصر بتواند پاسخ مناسبی به حمله بدهد. ارتش مصر در صحرای سینا در کمتر از 48 ساعت عملا منهدم شد و در مورد سوریه و اردن هم چنین اتفاقی رخ داد. به این ترتیب اسرائیلی‌ها خیلی راحت تمامی صحرای سینا را گرفتند. بیت المقدس به طور کامل به تصرف آنها درآمد، ارتفاعات جولان و تمامی کرانه باختری رود اردن را هم اشغال کردند.

امتیاز دهی: