تبلیغات
نسل سوخته
دیدگاه () | 1391/05/27 | دسته‌بندی: سیاسی,

ماجرای رابطه حزب توده با مصدق و جبهه ملی تناقض‌های عجیبی دارد. زمانی كه مصدق به نخست‌وزیری رسید حزب توده از فضای بازی كه دولت مصدق ایجاد كرده بود استفاده كرد و فعالیت‌هایش را گسترش داد. میتینگ‌های زیادی برگزار كرد و در نشریات‌شان هم آزادانه هر چه می‌خواستند علیه مصدق و جبهه ملی می‌نوشتند و او را جیره‌خوار سرمایه‌داری معرفی می‌كردند و شمشیر را علیه مصدق از رو بسته بودند، اما زمانی كه كودتای 28 مرداد رخ داد توده‌ای‌ها تازه متوجه شدند كه چه بلایی بر سرشان آمده است و دچار چه مصیبتی شده‌اند.

نسل سوخته ... بررسی علل شكست مصدق در كودتای 28 مرداد !.. دكتر انور خامه ای

بنابراین هجمه‌ها و حمله‌ها جای خودشان را به همراهی و هم‌دردی با مصدق داد. انور خامه‌ای در گفت وگویی كه با او انجام داده ایم می‌گوید هدف حزب توده این بود كه به هر قیمتی شده قدرت را به دست بگیرند و خیال می‌كردند كه با حذف مصدق می‌توانند به رویاهای خود برسند. او كه تا دی 1326 عضو حزب توده بود و در این مقطع به همراه دیگر معترضان چون خلیل ملكی، جلال آل احمد، فریدون توللی و... از حزب توده انشعاب كرد. یا شکل‌گیری نهضت ملی شدن نفت، انو خامه‌ای به همراه چند تن از همفکران خود روزنامه «‌جهان ما» و «‌حجار» را منتشر کرد و بعد از کودتای ۲۸ مرداد بازداشت و پس از مدتی از زندان آزاد شد. او كه اكنون نزدیك 100 سال دارد یكی از آخرین بازماندگان نسلی است كه وقایع و تجربیات شگرفی را از سرگذرانده‌اند.


در ابتدا لطفاً به این مسأله بپردازید كه اساساً چرا كودتا به‌وجود آمد. كودتا چیزی نبود كه یك‌شبه برنامه‌ریزی شده باشد.

اولین نكته مهمی كه باید به آن توجه كنیم این است كه در مقطع مرداد 32 یك كودتا اتفاق نیافتاد بلكه دو كودتا صورت گرفت كه هر دو آنها از پیش برنامه‌ریزی و تدارك دیده شده بودند. یكی كودتای آمریكایی بود كه كرمیت روزولت كارگردان آن بود و 25 مرداد رخ داد. روزولت و دیگران پیش‌تر به ایران آمده و مقدمات آن را فراهم كرده بودند. هدف آمریكایی‌ها این بود كه حكومت مصدق را عوض كنند و یك حكومتی روی كار بیاورند كه منافع آمریكا را بیشتر تأمین كند و در خدمت آمریكا باشد و اگر نتوانستند به هدف نخست برسند سعی كنند مصدق را بترسانند و وادارش كنند كه جهت و خط‌مشی‌اش را عوض كند و از آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی صرف‌نظر كند و به حكومتی در جهت سیاست و منافع آمریكا تبدیل شود، اما آمریكا با این وجود قصد نابودی و از بین بردن مصدق را نداشت.

كودتای دوم را انگلیس در 28 مرداد ترتیب داد. كودتای آمریكایی قدری زودتر تدارك دیده شده بود و بعدها كه انگلیس‌ها برخورد شدیدی با حكومت مصدق داشتند و به جایی رسیده بودند كه دیدند دیگر اصلاً نمی‌توانند در مقابل دولت مصدق كوتاه بیایند، بنابراین تصمیم به براندازی دولت مصدق و روی كار آوردن یك دولت كاملاً انگلیسی گرفتند. فردی را هم از طریق عراق به ایران فرستادند تا همه طرفداران انگلیس را با هم متحد كند.

آمریكا و انگلیس هر كدام جدا از هم شروع به فعالیت علیه دولت مصدق كردند. منتها انگلیسی‌ها چون زیرك و محتاط هستند صبر كردند تا آمریكایی‌ها زودتر دست به كار شوند، شاید توانستند ضربه‌ای به مصدق بزنند و بعد انگلیسی‌ها از طریق شاه یا عناصر دیگری خواهند توانست حكومت را عوض كنند و عُمال خودشان را روی كار بیاورند و اگر آمریكایی‌ها موفق نشدند آن وقت آنها دست به كار می‌شوند. من اسنادی دارم كه نشان می‌دهد همان زمانی كه روزولت مشغول فعالیت بود، افرادی كه با او همكاری می‌كردند عناصر قدیمی وابسته به آمریكا چون زاهدی بودند. در همان زمانی كه مصدق مسلط بر امور بود از طرف روزولت جلسه‌ای در سوییس با حضور سه رجال سیاسی معروف ایرانی كه مصدق آنها را كنار گذاشته بود، تشكیل شد.

 

این سه نفر عبارت بودند از ابوالحسن ابتهاج، علی سهیلی و فاتح. این افراد در لوزان جمع می‌شوند و برای اینكه در موقع لازم عناصر وابسته‌شان را جمع‌آوری كنند، برنامه‌ریزی می‌كنند. البته آنها سعی می‌كردند كه به مخالفت خود ظاهری دموكراتیك بدهند و از طریق مجلس و روزنامه‌ها و... به مصدق ضربه بزنند و او را ضعیف كنند و سرانجام دولت او را براندازند و دولت مطابق میل خودشان را سر كار بیاورند. آنها از همان زمان روی زاهدی توافق كردند. همچنین با هم توافق كردندكه چاقوكشانی مثل شعبان بی‌مخ و تاجرهای وابسته به خود را برای روز مبادا كاملاً مجهز كنند.

آمریكایی‌ها و انگلیسی‌ها، آزادی كه دكتر مصدق به حزب توده داده را بهانه تبلیغ علیه او كرده بودند و به همین بهانه سعی می‌كردند افراد متدین و روحانیون را تحریك كنند. در عین حال به‌صورت غیرمستقیم از توده‌ای‌ها هم استفاده می‌كردند. چرا كه انتقادها و كارشكنی‌های حزب توده علیه مصدق به نفع اهداف آمریكا و انگلیس بود. پارسال تلویزیون بی‌بی‌سی برنامه‌ای پخش كرد كه تلاش داشت هم كودتای اول و هم كودتای دوم را گردن آمریكایی‌ها بیاندازد. در حالی كه این دو با هم متفاوت هستند. اولی مطابق سیاست آمریكا و بر اساس بهانه‌های ظاهراً دموكراتیك و كودتایی نرم بود. آمریكایی‌ها تلاش می‌كردند با استفاده از نارضایتی‌های مردم و تهییج مردم علیه فعالیت‌های حزب توده دولت مصدق را نالایق و ناكارآمد جلوه دهند و با تكیه بر نارضایتی‌ها، دولت مطابق میل خود را سر كار بیاورند، اما انگلیسی‌ها می‌دانستند كه به راحتی نمی‌توانند دولت مصدق را سرنگون كنند و ریشه‌های عمیقی در میان مردم دارد و آنقدر پوشالی نیست كه با چاپ چند مطلب در روزنامه و برگزاری چند میتینگ بتوان آن را برانداخت. انگلیسی‌ها متوجه شده بودند كه با مصدق و دولتش باید با مشت آهنین برخورد كرد.

كودتای آمریكایی 26 مرداد 32 با شكست مواجه شد؛ مصدق فهمید و همان ابتدا جلویش را گرفت. نصیری نیمه‌شب 25 مرداد می‌خواست مصدق را دستگیر كند، چون مصدق از قبل اطلاع داشت دستور داد كه نصیری را دستگیر كنند و تعدادی دیگر از افسران هم كه در كودتا نقش داشتند، دستگیر شدند و مصدق بر اوضاع مسلط شد. بعد از ناكامی كودتای اول انگلیسی‌ها نیروهای خود را وارد میدان كردند. بعد از خنثی شدن كودتای اول و دستگیری نصیری و... هیجاناتی در ایران پیش آمد. روز 27 یعنی یك روز بعد از این‌كه كودتای اول از بین رفت دو میتینگ برگزار شد.

یكی میتینگی بود كه طرفداران مصدق صبح برگزار كردند و در آن مرحوم حسین فاطمی سخنرانی مفصلی كرد و مقدار زیادی فحش به شاه داد و تهدیداتی كرد كه بعدها چوبش را خورد. میتینگ دوم مربوط به حزب توده بود كه بعدازظهر برگزار شد. این حزب با تمام قوا نیروهایش را به میدان آورده بود و مخارج زیادی هم كرده بودند. كارگران كوره‌پز خانه را به میدان آورده بودند و به آنها هم به ‌صورت نقد پول داده بودند و هم چلوكباب و... در این میتینگ عظیم، میدان بهارستان پر از جمعیت بود و علاوه بر آن تمام خیابان شاه‌آباد هم مملو از جمعیت بود.

این میتینگ در حمایت از مصدق بود؟

این میتینگ ظاهراً علیه كودتا بود، اما باطناً علیه مصدق هم بود. عملاً می‌خواستند مردم را مرعوب كنند و مقدمات روی كار آمدن یك دولت توده‌‌ای را فراهم كنند. آنها شرایط را مساعد دیده بودند و می‌خواستند حكومت را در دست بگیرند. آن روز جمعیت آن‌قدر زیاد بود كه من نتوانستم به میدان بهارستان بروم و سر خیابان ظهیرالاسلام ایستاده بودم و در كنارم مرحوم كریم‌پور ایستاده بود. به جمعیت توده‌ای نگاه می‌كردیم كه شعار می‌دادند و می‌رفتند و هر دو از جمعیتی كه آمده بودند وحشت‌زده شدیم. شعارهای‌شان اگر چه علیه كودتا و شاه بود، اما علیه مصدق هم بود و به هر دو طرف حمله می‌كردند. خلاصه اینكه آمریكایی‌ها و انگلیسی‌ها از این دو میتینگ و هیجانی كه پیش آمده بود، ترسیدند.

بعد افرادی چون ابتهاج و... رفتند و چاقوكش‌ها و اوباش جنوب شهری را راه‌انداختند تا بیایند و كودتای دوم را اجرا كنند. كودتای اول كودتایی نرم بود كه نصیری و تعدادی از افسران ارشد نظامی و از جمله خواهرزاده مصدق مهره‌های آن بودند. خواهرزاده مصدق اگر چه جزو كودتاچیان بود و دستگیر هم شده بود، اما به كمك مصدق آزاد شد و شهربانی را به او داد. اگر چه او به همراه پاسبان‌ها باید جلوی كودتاگران را بگیرد، اما تعدادی از پاسبان‌ها عملاً به نفع كودتاگران شعار می‌دادند و به كودتاگران پیوستند و به طرف خانه مصدق آمدند.

روزولت و نیروهای وابسته به آمریكا در روز 28 مرداد چه كار می‌كردند؟

آمریكایی‌ها بعد از دستگیری نصیری و شكست كودتای مخملی‌شان از طریق قاهره به روزولت تلگراف می‌كنند و می‌گویند دیگر ماندن او در تهران فایده‌ای ندارد و دستور می‌رسد كه روزولت به آمریكا برگردد. متأسفانه این تلگراف در قاهره دچار مشكل می‌شود و به دست كرویت روزولت نمی‌رسد و روز 28 روزولت و افرادش سرگردان می‌شوند كه چه كار كنند. چون او به آمریكا تلگراف زد و كسب تكلیف كرده بود، اما پاسخی به دستش نرسیده بود. روزولت در مخفی‌گاهش مخفی شده بود و اصلاً نمی‌دانست كه در روز 28 مرداد چه اتفاقاتی رخ داده است.

عده‌ای معتقدند كه حامیان مصدق در مقطع منتهی به كودتا آنچنان كه باید از او حمایت نمی‌كردند و به نوعی شاید بتوان گفت كه پشتش را خالی كردند. آیا این نظر را قبول دارید؟

بسیاری از اطرافیان مصدق گیج شده بودند و نمی‌دانستند چه كار باید بكنند. به‌خصوص تندروی‌های مرحوم فاطمی در این قضیه تأثیر فراوانی داشت. اساساً قرار نبود كه به شاه حمله كنند، اما فضا كه ملتهب شد شاه نوك پیكان حملات قرار گرفت و توده‌ای‌ها هم از این فضا سوءاستفاده كردند و مجسمه‌های شاه را پایین ‌آوردند. بعد از شكست كودتای اول و روز بیست‌وهفتم از یك جهاتی كار از دست مصدق خارج شده بود و به دست توده‌ای‌ها افتاده بود و میتینگ‌شان باعث وحشت همه رجال سیاسی معقول و فهمیده شده بود. این تندروی‌ها جو وحشت ایجاد كرده بود؛ به‌خصوص برای سرمایه‌داران و بازاری‌ها. كودتاگران از چنین شرایطی استفاده كردند و آمدند خانه مصدق را محاصره كردند.

شما در كتاب «خاطرات سیاسی» نوشته‌اید كه حزب توده بعد از كودتا مصدق را تشویق به فرار می‌كرد و حتی شرایط فرار او را نیز فراهم كرده بود. چطور شد كه حزب توده‌ای كه با دولت مصدق و عملكردش مخالف بود وقتی كودتا شد از مصدق حمایت می‌كرد؟

حزب توده اساساً هدفش این بود كه یك جا تمام امور را در دست بگیرد. بعد از كودتای اول شرایط را برای خودش فراهم می‌دید. وقتی جبهه ملی تازه به‌جود آمده بود حزب توده به مصدق و جبهه ملی شدیداً حمله می‌كرد و می‌گفت كه این‌ها نوكر انگلیس هستند و بعد كه دید اعضای جبهه ملی را نمی‌تواند به انگلیسی‌ها بچسباند گفت نوكر آمریكا هستند و در نشریات و بیانیه‌هایشان تمام تلاش‌شان این بود كه مصدق را بزنند. در روز 23 تیر سال 31 هم تا آنجا كه می‌توانستند با حركات مذبوحانه سعی می‌كردند كه حكومت مصدق را متزلزل كنند و حكومتی توده‌ای روی كار بیاورند.

به اعضای‌شان هم می‌گفتند كه حكومت مصدق حكومت واقعی نیست بلكه شبیه حكومت كرنسكی است كه باید از بین برود و حكومتی كمونیستی جای آن را بگیرد. حكومت مصدق را آخرین زور سرمایه‌داری می‌دانستند. بعد از كودتای اول توده‌ای‌ها در سراسر ایران ناآرامی‌های فراوانی به‌وجود آورند و فضا را رادیكال كردند. این تندروی‌ها موجب نارضایتی مردم و به‌ویژه بازاریان شده بود. اگر چه كودتای دوم از قبل برنامه‌ریزی شده بود، اما كودتاگران از شرایط متشنج و ناآرام بعد از كودتای اول استفاده كردند و توانستند به‌كلی همه چیز را تغییر بدهند و آخرین بقایای آزادی و مشروطیت را از بین ببرند. بعد از 28 مرداد دیكتاتوری شدید و خشنی به‌وجود آوردند كه كسی جرأت حرف زدن نداشت و همه احزاب و روزنامه‌ها را تعطیل كردند. بعد از كودتا فضای بسیار رعب‌آور و وحشتناكی حكم‌فرما بود. 28 مرداد یك مصیبت بود. اكثر مردم وحشت‌زده بودند و در خیابان‌ها كه راه می‌رفتی مردم را با چهره‌هایی غم‌زده و پریشان می‌دیدید و همه امیدها بر باد رفته بود.

حزب توده مخالف مصدق بودند، اما چرا بعد از كودتا می‌خواستند او را فراری بدهند؟

بعد از كودتا تازه فهمیدند كه از ابتدا هر كاری كه علیه مصدق و دولتش انجام داده بودند اشتباه بوده برای این‌كه زیر پای خودشان را خالی كرده بودند. تا مصدق بود آنها می‌توانستند آزادانه میتینگ بدهند و روزنامه منتشر كنند و... اما بعد از كودتا كه همه جا حكومت پلیسی و نظامی حكم‌فرما شد اولین كاری كه كردن بستن كلوپ‌های حزب توده بود. اصلاً هدف اصلی كودتاگران نابود كردن حزب توده بود. كودتاگران می‌دانستند كه مصدق و جبهه ملی آنچنانی قدرت ندارند و امكانات چندانی هم نداشتند كه بتوانند در مقابل زور و قدرت نظامی مقاومت كنند. بنابراین بعد از كودتا برخی از سران جبهه ملی مثل فاطمی و ملكی را گرفتند و با بقیه كاری نداشتند، اما لبه تیز حمله كودتاگران متوجه حزب توده بود. همه كلوپ‌های این حزب را بستند و تمام رهبرانش را گرفتند. از همه مهمتر اینكه از طریق رهبران توده توانستند سازمان افسری حزب توده كه خطر بزرگی برای حكومت بود را شناسایی كنند و همه آنها را دستگیر كردند.

شما در خاطرات‌تان نوشته‌اید كه حزب توده در واقع به خاطر افشاگری‌های انشعابیون ضعیف شد و نه به خاطر به‌جود آمدن جو اختناق بعد از كودتا.

از یك طرف در جریان انشعاب تعداد زیادی از نیروهای خوش‌نام خودش را از دست داد، اما از طرف دیگر بعداً منسجم و یك‌پارچه شد. قبل از انشعاب هر كاری كه حزب توده می‌كرد در داخل مجامع و گروه‌های حزب مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت و انتقادهای فراوانی به عملكرد حزب در فراكسیون‌ها مطرح می‌شد، اما بعد از انشعاب معترضان حزب توده یك دست شد و كیانوری و كامبخش با خیال راحت توانستند هر كاری كه دلشان خواست انجام بدهند و اساساً طرز تفكرشان كودتایی بود و با اساسنامه حزب توده نیز هم‌خوانی نداشت. بعد از كودتا هم كه عملاً حزب توده از هم پاشید و دیگر نتوانست قد علم كند.

امتیاز دهی: