تبلیغات
نسل سوخته
دیدگاه () | 1391/05/23 | دسته‌بندی: روان شناسی,

شاید گرفتاری بزرگ بشر در عصر حاضر دور افتادن از یک فرهنگ منسجم و سازمان یافته باشد. به این ترتیب ملاحظه می شود که افراط در معاشرت، یک پدیده غربی در جامعه ماست. ما برای برخوردهای مناسب بین دو جنس برنامه، نظام و حدود معینی را به شکل مشخص در اختیار داریم. به منظور بررسی این مطلب به بحثی دیگر می پردازیم.

نسل سوخته ... بایدها و نباید ها در روابط دختر و پسر

با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذکر و مؤنث در جامعه ما، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده کرد که هریک از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین کننده رفتار، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش، و تراز فرهنگی انسان دارد. دسته های مهم در برخوردهای بین دو دختر و پسر عبارتند از:


1- برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل:

این نوع برخورد بر اساس درکی که انسان از شأن انسانی خود و نیز جایگاه و رفعت انسانی دیگران دارد، صورت می گیرد. انسانی که برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می کند که در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد.

چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود که انسان به نیازهای روانی خود در کنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران، بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد. این نوع برخوردِ احترام آمیز، به دور از پرخاشگری، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد. حال برای این که جایگاه این نوع برخورد را بهتر نشان دهیم، ضروری است به بررسی انواع دیگر برخوردها نیز بپردازیم.

2- برخورد مبتنی بر شرم افراطی:

بهتر است پیش از توضیح این بند به تفاوت دو اصطلاح " شرم " و " حیا " بپردازیم. شرم که بیشتر مترادف با خجالت کشیدن و یا کناره گیری کردن است، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یک برخورد اجتماعی. فردی که دچار شرم است، در یک موقعیت اجتماعی خاص نمی تواند رفتار مناسب و مطلوب از خود نشان دهد. اصطلاح دیگر حیاست.

حیا یک صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد در انجام اعمالی که خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد.

حیا در حقیقت نوعی توانایی است، در حالی که شرم یا خجالت، نوعی ناتوانی به شمار می آید. انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد، دچار شرم است؛ در حالی که وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر، مادر، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین کاری نیز برمی آید، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری کرده، آن را انجام نمی دهد، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است. با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیا با جنس مخالف را از یکدیگر تفکیک کنیم. برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است، در حالی که برخورد مبتنی برحیا، برخوردی خویشتندارانه و ارادی است.

کسانی هستند که در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛ دسته ای دیگر انواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند. پسری که به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پای خود را گم می کند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری که در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح کلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به درستی و مبتنی بر تفکر بیان نماید، مصداق چنین برخوردی هستند. چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به نوعی دچار آسیب خواهند شد.

3- برخورد اضطراب آلود و هیجان زده:

در ادامه ی برخورد مبتنی بر شرم افراطی، برخورد هیجان زده ی افراد در مقابل جنس مخالف را می توان یافت. این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب، عجولانه رفتار کردن و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود. هیجان که یک حالت برانگیختگی روانی است شامل تمامی مواردی که نام بردیم اعم از ترس، خوشحالی، عصبانیت، عجله و امثال این هاست. هر چند که هیجانات اجزای لاینفک رفتار انسانی هستند و لی می باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن رفتار مناسب تحت کنترل در آیند.

برخورد با جنس مخالف به شکل هیجان زده، می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد. به طور کلی، توصیه روان شناسان به انسان، کنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی موقعیت های زندگی است. این توصیه، از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست.

4- برخورد خشک و محدود:

دسته ی دیگری از انواع رفتارهای متقابل بین دو جنس در جامعه ما رفتار خشک و محدود است. در این نوع رفتار، زن و یا مرد به گونه ای با جنس مخالف مواجه می شود که گویی از وی متنفر است و یا این که به شدت او را طرد می کند. هر چند که حفظ حدود شرعی از جمله نحوه نگاه کردن به نامحرم می باید جزو صفات متعالی یک انسان به شمار آید.

5 - برخورد مبتنی بر پرخاشگری:

در توضیح این مطلب بهتر است به تفاوت موجود بین عصبانیت یا خشم ( که نوعی هیجان است ) و پرخاشگری ( که یک نوع رفتار و تمایل است )، اشاره ای داشته باشیم. پرخاشگری در اصل تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یک شیء و یا شخص دیگر.

در حالی که عصبانیت یک حالت برانگیختگی هیجانی است که در آن تغییرات بدنی آشکاری دیده می شود. در حالت عصبانیت، فرد کنترل خود را بر اعمالش تا حدودی از دست می دهد. پرخاشگری ممکن است با عصبانیت همراه باشد و گاه بدون آن بروز کند. فردی که با خونسردی تمام در گوشه ای نشسته، چیزی را عمداً تخریب می کند و یا حتی در پرخاشگری های افراطی با خونسردی تمام جان فردی را می گیرد، پرخاشگری را بدون عصبانیت از خود نشان می دهد.

ولی فردی که با عصبانیت دست به شکستن چیزی و یا ضرب و جرح دیگری می زند، پرخاشگری را با عصبانیت تواماً دارد. برخی از برخوردهای بین دو جنس در جامعه ی ما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است.

اما این نوع از برخوردها را به نحو آشکار از برخوردهای هیجان زده منفک و مجزا می کنیم. پسری که برای نشان دادن توجه خود به یک دختر، با موتور و یا ماشین از کنار او به سرعت می گذرد و او را دچار ترس می کند و رفتارهایی از این قبیل، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است. پرخاشگری نسبت به جنس مخالف می تواند مشکلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد کند. پرخاشگری که سرچشمه ی آن یک تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد، ممکن است به صورت اعمالی که به نحوی فرد مقابل را ناراحت می کند و یا می رنجاند و نیز گفتن کلماتی که به نوعی آزار دهنده است، تجلی داشته باشد.

6- روابط پنهانی:

برقراری روابط پنهانی با جنس مخالف پیش از ازدواج، یکی دیگر از انواع رفتارهای بین دو جنس را در جامعه ما نشان می دهد. برقراری روابط پنهانی و مخفیانه در طبیعتِ ارتباط بین دو جنس نهفته است، ولی باید بین ارتباطِ پنهانی قبل و بعد از ازدواج، تفاوتی آشکار و اساسی قایل بود. ازدواج نقطه ای است که در آن می تواند عمیق ترین روابط فردی و پنهانی بین دو جنس شکل گرفته، و به شکلی مطلوب استمرار پیدا کند.

در حالی که پیش از ازدواج، این نوع روابط به خصوص از جانب افرادی که نمی توانند بر رفتار خود تسلط کافی داشته باشند، می تواند مشکل ساز باشد. دختران و پسرانی که بدون تسلط کافی بر اعمال و رفتار خود، اقدام به برقراری روابط پنهانی با یکدیگر می کنند، معمولاً در این زمینه دچار نوعی آسیب و یا شکست می شوند.

7- برخوردهای غیر عادی و ناپخته:

این نوع برخوردها بیشتر توسط کسانی صورت می گیرد که به لحاظ فرهنگی، تحول هوشی و تحول شخصیتی، در سطحی بسیار پایین و مبتذل قرار گرفته اند. متلک گویی، ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است.

8- افراط در معاشرت:

این نوع رفتار که معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ارتباط بین دو جنس است، بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود که دارای یک فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند. اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر، پیش از ازدواج با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر دو جنس از یکدیگر و یا زمینه سازی برای کسب تجربیات عملی برای انجام یک ازدواج موفق صورت می گیرد.

میهمانی ها، جشن تولدها، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعی که معمولاً بستر و محمل چنین روابطی است، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود. چنین اعمالی بدون توسل به عناصری از فرهنگ غرب اساساً امکان پذیر نیست و این نکته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می کند، زیرا یک فرهنگ در درون خود دارای انسجام است و ما نمی توانیم فرهنگ را به شکل مخلوط و بدون انسجام و برگرفته از جوامع مختلف به کار گیریم.

شاید گرفتاری بزرگ بشر در عصر حاضر دور افتادن از یک فرهنگ منسجم و سازمان یافته باشد. به این ترتیب ملاحظه می شود که افراط در معاشرت، یک پدیده غربی در جامعه ماست. ما برای برخوردهای مناسب بین دو جنس برنامه، نظام و حدود معینی را به شکل مشخص در اختیار داریم. به منظور بررسی این مطلب به بحثی دیگر می پردازیم.

امتیاز دهی: