تبلیغات
نسل سوخته
دیدگاه () | 1391/05/20 | دسته‌بندی: سیاسی,

چالش پیش روی راهبرد فلسطینی ایران

نسل سوخته ... اختلاف حماس و سوریه !

از ابتدای انقلاب اسلامی ایران، مسئله فلسطین هسته اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی را تشكیل می‌داده است. پشتیبانی از آرمان فلسطین و پایداری در برابر اسراییل به دلایل ایدئولوژیك و استراتژیك، همیشه بخش جدایی‌ناپذیری از هویت و رویكرد بین‌المللی جمهوری اسلامی به‌شمار رفته است. اما ازسویی سیاست ایران در برابر مسئله فلسطین تا اندازه زیادی زیر سایه مناسبات آن كشور [ایران] با سوریه شكل گرفته است. به همین دلیل هم است كه تنش پدیدآمده میان دمشق و حماس، ناشی از موضع مبهم حماس در برابر بحران سوریه، به رابطه این جنبش فلسطینی با تهران هم تسری یافته است.


فوریه گذشته در سی‌وسومین سالگرد انقلاب اسلامی ایران، نخست‌وزیر حماس در غزه در سفری به تهران با مقامات بلندپایه ایران دیدار كرد. سفر اسماعیل هنیه که در اوج گزارش‌ها و اخبار حاكی از سردی روابط با ایران و حماس بر سر بحران سوریه روی داد، برای جمهوری اسلامی بسیار مهم و به موقع به‌شمار می‌رفت. این سفر پیامی واضح و روشن برای دنیای خارج داشت كه به گفته هنیه، حمایت و پشتیبانی ایران از مسئله فلسطین همچون گذشته «بی‌قید و شرط و تمام عیار» و رابطه دوطرف «همچنان همیشه استوار» است. اما برخی اظهارات مقام‌های ایران در خلال دیدار هنیه حاكی از نگرانی تهران از تغییر رفتار و رویكرد حماس به‌دنبال موج خیزش‌های موسوم به «بهار عربی» بود.

 

این نگرانی ها ناشی از بروز نشانه‌های پراگماتیسم و عملگرایی در رهبری حماس و احتمال بازبینی آن جنبش در استراتژی خویش پس از به قدرت رسیدن حركت‌ها و جنبش‌های اسلامی مشابه در دیگر كشورهای عربی بوده است. اما از آن مهمتر نگرانی ایران از موضع حماس در برابر بحران سوریه بوده است. پس از گذشت یك‌سال و شدت‌گرفتن بحران در سوریه، حماس آشكارا از پشتیبانی یكی از دو طرف درگیر در سوریه خودداری كرده و نیت خود برای یافتن متحدانی تازه در منطقه را پنهان نکرده است.

 

تهران می‌گوید سوریه قربانی یك توطئه خارجی شده است. به گفته مقامات ایران، درحالی‌كه بشار اسد سرگرم اجرای اصلاحات است، طرف‌های خارجی كه نگران پیوند و ارتباط نزدیك اسد با محور مقاومت هستند، سوریه را به آشوب كشیده‌اند. این آن چیزی است كه مقام‌های ایران تلاش کردند در تهران برای هنیه جا  بیاندازند. اظهاراتی مشابه در خلال دیدار رئیس جهاد اسلامی فلسطین در ژانویه گذشته با رهبران ایران به‌عنوان هشدار در مورد توطئه امریكا بر ضد سوریه به هدف تضعیف «خط مقاومت»، كه منظور از آن اتحاد ایران، سوریه، حماس و حزب‌الله در برابر امریكا و اسراییل است، بیان شد.

 

در چند ماه گذشته جمهوری اسلامی به‌دنبال قانع‌كردن حماس برای در پیش گرفتن رویكرد تهران در برابر بحران سوریه و همزمان ترمیم روابط این گروه با دمشق بوده است. دیدار هنیه از ایران و گفته‌های او مبنی بر این‌كه حماس قصد رویگردانی از حامی دیرین خود یعنی سوریه را ندارد، تهران و دمشق را تا اندازه‌ای از بابت وفاداری حماس و رو‌ی‌نگرداندن آن از بشار اسد آسوده‌خاطر كرد، اما تنها دو هفته پس از دیدار هنیه از تهران، او در اظهاراتی بی‌سابقه در قاهره به حمایت خیزش مردمی در سوریه پرداخت، حمایتی كه «نخستین گام علنی آن جنبش در رهاكردن حامی دیرینه خویش و پشت‌كردن به آن» تفسیر شد. هنیه در خلال نمازجمعه مسجد الازهر گفت: «درود بیكران من بر همه مجاهدان بهار عربی، و درود بر مردم دلیر سوریه كه به‌دنبال آزادی، دموكراسی و اصلاحات هستند». این اظهارات مقام‌های ایران را به‌شدت نگران كرد. حسین شیخ‌الاسلام، از دیپلمات‌های ایرانی، با اظهار ناامیدی و تأسف نسبت به سخنان هنیه «آن را موضعی شایسته كسی‌كه قصد نبرد با اسراییل را دارد ندانست». سفیر پیشین ایران در سوریه گفت «اگر حماس مبارزه مسلحانه را كنار بگذارد دیگر فرقی با دیگر گروه‌‌های فلسطینی نخواهد داشت». چندی پیش نیز در تازه‌ترین نشانه سردی روابط ایران و حماس، یكی از اعضای شاخه سیاسی این جنبش در غزه گفت «حماس آلت‌دست ایران در هرگونه نبردی با اسراییل نخواهد شد».

 

با توجه به اختلاف دیدگاه رهبری حماس در غزه و خارج از آن نسبت به مسئله سوریه، موضع این گروه در این خصوص هنوز چندان مشخص و روشن نیست. اما چیزی‌كه مشخص است سایه‌انداختن تنش میان این جنبش و بشار اسد بر روابط حماس با تهران است. از دید ایران، حمایت از حماس به روابط و نزدیکی این جنبش با حکومت سوریه بستگی دارد. به سخن دیگر باوجود تعهد ایران به مقاومت فلسطین و حمایت از آن، جمهوری اسلامی به رابطه خود با مقاومت فلسطین و لبنان از زاویه سوریه می نگرد. این امر را به‌خوبی می‌توان در سایه سه دهه سیاست حكومت ایران در برابر لبنان و همكاری با سوریه دریافت.

 

سی ‌سال پیش، پس از سقوط شاه، یاسر عرفات نخستین رهبر خارجی بود كه از ایران انقلابی دیدار كرد. وقتی رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین، از حامیان دیرین بسیاری از انقلابیون مخالف شاه كه در آن هنگام در تهران به قدرت رسیده بودند، در برابر هزاران تن از ایرانیان در تهران به ایراد سخنرانی پرشورش پرداخت، چشم‌انداز اتحادی مستحكم میان جمهوری اسلامی و سازمان آ‌زادیبخش فلسطین بسیار روشن بود. عرفات در آن سخنرانی گفت «ما تحت یك پرچم واحد اسلامی به سوی بیت المقدس خواهیم رفت.» اما تحولات بعدی در ایران و خاورمیانه، اوضاع را به شكل دیگری رقم زد.

 

حافظ اسد از همان آغاز به دقت تحركات سازمان آزادیبخش فلسطین و نزدیکی آن به ایران تحت رهبری آیت‌الله خمینی را زیر نظر گرفته بود. حکومت بعثی سوریه با نگرانی تمام به روند رو به گسترش روابط ایران با یاسر عرفات می نگریست؛ عرفاتی كه خطری جدی برای استراتژی حافظ اسد در لبنان و در جبهه نبرد اعراب و اسراییل به شمار می‌رفت. سوری‌ها می‌خواستند حکومت تازه ایران از منظر آنها به مسئله فلسطین بنگرد و فاصله خود را با سازمان آزادیبخش فلسطین حفظ کند. در آغاز تهران چندان اعتنایی به نگرانی‌های اسد چه در محور فلسطین و چه در لبنان نمی‌كرد. هنگامی‌كه در اواخر 1979، برخی گروه‌های ایرانی به رهبری شهیدمحمد منتظری در هماهنگی با سازمان فلسطینی فتح درصدد اعزام نیروی رزمی داوطلب به جنوب لبنان برآمدند، سوریه با این طرح مخالفت كرد. از دید اسد اتحاد در حال شكل‌گیری میان ایران و سازمان آزادیبخش فلسطین و به‌دنبال آن ایجاد محوری مستقل از سوریه  در لبنان قابل قبول نبود و بر خلاف استراتژی دیرینه او در لبنان یعنی تضعیف قدرت و استقلال سازمان فتح و دولت در دولتی كه عرفات در حیاط خلوت او [اسد] تشكیل داده بود به شمار می رفت.

 

ایران درسی گرانبها از این تجربه ناكام آموخت؛ و آن این‌كه نباید وزنه‌ای چون سوریه و دغدغه های شخصی چون حافظ اسد را نادیده گرفت. با این حال یك دهه‌ به درازا كشید تا سرانجام تهران و دمشق به نوعی هماهنگی و همگرایی در سیاست های خود برسند.

 

در خلال سال‌های حساس روابط ایران و سوریه در دهه 1980، دو طرف بر سر موضوع‌هایی چون مسئله فلسطین، جنگ ایران و عراق، حزب‌الله و امل در لبنان با یكدیگر کراراً اختلاف پیدا کردند. در اواسط دهه 1980، جنگ‌ اردوگاه‌ها در لبنان و سیاست اسد در بیرون‌راندن عرفات از این کشور، تنش شدیدی در روابط ایران و سوریه به وجود آورد. گلوله‌باران و محاصره اردوگاه‌های فلسطینی‌ در لبنان توسط نیروهای طرفدار سوریه بویژه جنبش امل، رهبری ایران را شوكه كرده و به افزایش تنش با دمشق و حتی رویارویی نظامی با جنبش شیعی امل كه در بیروت و جنوب لبنان با نیروهای سازمان آزادیبخش فلسطین می‌جنگید انجامید. با این حال با گذشت زمان، تهران كم‌كم به رویكرد اسد در برابر موضوع فلسطین نزدیكتر شده و این خود به تیرگی روابط سابقاً مستحكم ایران و عرفات سرعت بخشید. درواقع تهران دریافت كه بدون هماهنگی با اسد، هرگونه تلاش برای نفوذ به لبنان و دستیابی به هدف «صدور انقلاب اسلامی» ناكام خواهد ماند. بی‌گمان روابط و پیوند نزدیك عرفات با صدام حسین، دشمن مشترك آیت‌الله خمینی و اسد و به‌رسمیت شناختن اسراییل ازسوی او نیز به ژرف‌ترشدن شكاف میان سازمان آزادیبخش فلسطین و جمهوری اسلامی كمك كرد.

 

از دیدگاه اسد، روابط گرم عرفات با عراق، اردن و مصر به معنای كنارزدن سوریه و به ‌حساب نیاوردن آن در معادلات عربی و ازسویی دادن فضای بیشتر به دیگر طرف‌های عربی در مسئله فلسطین به‌شمار می‌رفت. هنگامی‌كه در سال 1985، عرفات طرح صلح مشترك اردنی ـ فلسطینی را پذیرفت، سوریه و ایران هر دو به شدت از  رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین انتقاد کردند. «ناامید» از یاسر عرفات و تساهل و سازشكاری او با اسراییل، ایران انقلابی كم‌كم همان موضع اسد در برابر رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین را اتخاذ كرد و آن این‌كه، همان‌طور كه اسد پیشتر گفته بود نباید چندان به عرفات خوشبین بود.

 

از اوایل دهه 1990 به این‌سو، روابط ایران ـ سوریه به نوعی همكاری پایدار و استراتژیك تبدیل شده که در مهار دشمنان مشترك دو طرف دستاوردهای مهمی داشته است. در حوزه مسئله  فلسطین، حماس و جهاد اسلامی را می‌توان میوه این نزدیكی و همكاری میان ایران اسلامگرا و سوریه بعثی دانست. حماس با الهام‌گیری از انقلاب ایران و حزب‌الله لبنان، از آغاز نخستین انتفاضه فعال شد و به‌طور گسترده‌ای مورد حمایت ایران قرار گرفت. برخلاف سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری عرفات، ایران و سوریه در همكاری با اسلامگرایان فلسطینی برای كوركردن نقشه‌های امریكا در خاورمیانه منافع مشترك بسیاری داشتند. حماس ازجمله مخالفان اصلی قرارداد صلح اسلو كه امریكا آن را پیشنهاد و تدوین كرده بود به‌شمار می‌رفت. حماس، سازمان آزادیبخش فلسطین سكولار و ملی‌گرا را «خائن به فلسطین» دانسته و برای رهبری عرفات كه روزگاری نماد مقاومت ضد اسراییل برای بسیاری از انقلابیون ایرانی به‌شمار می‌رفت چالشی جدی به وجود آورد.

 

حافظ اسد، رهبری را در رأس سازمان آزادیبخش فلسطین می‌خواست كه رام و فرمانبردار او بوده و استراتژی او [اسد] را در لبنان و درگیری اعراب و اسراییل دنبال كند. حماس گروهی بود كه در چارچوب این استراتژی می‌گنجید و به این شكل از حمایت بی‌مانند دمشق برخوردار شد. اما اكنون همان حماس، به دنبال تحولات جهان عرب با چرخشی آشكار در سیاست‌هایش و تنها گذاشتن حکومت سوریه در بحران جاری، به متحدی ناسپاس برای بشار اسد تبدیل شده است.

 

مواضع حماس در قبال بحران سوریه، یكپارچگی «محور مقاومت» را در خطر قرار داده است. ایران «برای مصلحت مقاومت»، سخت می‌كوشد از جدایی دو طرف كلیدی محور یادشده جلوگیری كند. اما این وضعیت آسانی برای تهران نخواهد بود كه در میان دو بنیان اصلی سیاست خارجی خود یعنی پشتیبانی از آرمان فلسطین و حفظ روابط راهبردی خود با سوریه گرفتار شده است.

امتیاز دهی: