تبلیغات
نسل سوخته
دیدگاه () | 1391/05/18 | دسته‌بندی: سیاسی,

رژیم هایى که احزاب سیاسى را منحل مى کنند عموماً سیستم هایى تمامیت خواه یا اقتدارگرا هستند که برانتخاب مردمى اتکایى ندارند و ترکیه به سرعت در حال تبدیل شدن به چنین رژیمى است.

نسل سوخته ... جمهوری ترس!.. .

احزابى که در ترکیه از سیاست منع شده اند عمدتاً شامل احزاب سیاسى طیف ملى و اسلامگرایان هستند. حزب رهایى ملى (MSP)، حزب رفاه (RP) و حزب فضیلت (FP) براساس تصمیمات قضایى تعطیل شدند. این تصمیمات را مى توان احکامى توصیف کرد که برمبناى تفسیرات دوران شوروى از سکولاریسم در مستعمرات اتخاذ شده است. ترس، ترس، ترس... ترس ازملت، عقاید ملت، فرهنگ، سمبل ها، مفاهیم و معانى.

کشورى که از ملتش، مردمش، ارزش هاى تمدن و معنویات مى ترسد چگونه مى تواند به یک قدرت جهانى مبدل شود. آیا در چنین کشورى احتمال صلح، عدالت، شکوفایى و آزادى بیشتر وجود دارد آیا در دنیا نمونه دیگرى از این گونه هست؟

آنگاه که کودتاها و شبه کودتاها صورت مى گیرد و سرانجام احزاب تعطیل مى شوند، چه کسانى از این اقدامات لطمه مى بینند. البته که اکثریت ضرر مى کنند، نه طبقات اولیگارشى و نخبگانى که توده ها را به استثمار مى کشند.


نتیجه چه خواهد بود؟!

رنج، اشک، قتل، خانواده هاى از هم گسیخته، فقر، مکافات و فرزندانى که در دام مواد مخدر و فساد جنسى گرفتار مى آیند. مونتسکیو معمار اصل تفکیک قوا و مؤلف «روح القوانین» پس از اشاره به این که عقلانیت اساس جمهوریت است، خاطرنشان مى سازد که این جمهورى نمى تواند براساس ترس تشکیل شود بلکه براى از میان بردن ترس هاى ملت به وجود مى آید. آلکسى دو توکویل اندیشمند سیاسى مشهور، عنوان مى کند که روانشناسى ترس در یک جمهورى به استبداد منتهى مى شود.

جمهورى هایى که ترس مى آفرینند به اعمال زور علیه مردم تکیه مى کنند زیرا در غیر این صورت مشروعیت خود را ازدست مى دهند.

بنابراین، حقوق شهروندانشان را محدود کرده و اصول حاکمیت قانون را کنار مى گذارند. بنیان جمهورى عبارت است از تسلط اراده و انتخاب مردمى. در یک رژیم دموکراتیک جمهوریخواه واقعى، هیچ نهاد مشروطه اى قدرتى بالاتر از اراده مردم و پارلمان ندارد.

بنا به همین دلیل، جمهورى باید به جلوه معنویات مردمى و ارزش هاى تاریخى و فرهنگى آنها مجهز باشد. جمهورى هایى که در این زمینه ناکام مى مانند، براى حفظ نظم به روانشناسى ترس متوسل مى شوند که این امر در طولانى مدت به تهدیدى بزرگتر علیه خودش تبدیل مى شود.

به عبارت دیگر، تهدید واقعى علیه جمهورى، تبدیل آن به رژیمى اقتدارگرا به رهبرى طبقات نخبه و تمامیت خواه است. تهدید و خطر واقعى علیه جمهورى، پرورش ایدئولوژى کودتا و راهبرد تنش علیه اراده و انتخاب مردمى است.

 

فقدان مرکزیت سیاسى

اگر اراده مردمى کانون رژیم جمهوریخواه را شکل دهد جمهورى قادر خواهد بود که با ترس هاى داخلى مقابله کند. اگر در درون جمهورى همیشه و در همه حال ترس ایجاد شود و نهادهاى مختص ایجاد این ترس در چنین محیطى سلطه بر پارلمان را حفظ کنند هرگز یک کانون سیاسى واقعى به وجود نمى آید و آنچه حاکم مى شود، به گفته ادوارد شیلز، یک کانون سیاسى مجازى است.

کانون هاى سیاسى که بر انتخاب هاى مردمى مبتنى نیستند غیرممکن است که به عنوان کانون هاى سیاسى واقعى عمل کنند. به عبارت دیگر، همان گونه که ژان بودریار گفته، هر مرکز سیاسى که بر اراده مردم مبتنى نباشد چیزى جز تظاهر نیست. از آنجا که در ترکیه کانون سیاسى واقعى وجود ندارد ترس هاى پایدارى درباره مثلاً لغو ممنوعیت حجاب به وجود مى آید و گروه هاى شبه نظامى مى کوشند از طریق این ترس هاى مجازى سلطه خود را حفظ کنند. آنچه سبب ساز ترس واقعى است نگرانى این گروه ها از احتمال از دست دادن جایگاه، منافع و سلطه شان در صورت همگرایى میان جمهورى و مردم است.

نتیجه گیرى صادقانه آن که با توجه به دلایل پیش گفته درباره تعطیلى احزاب نظم ملى (MNP)، MSP، RP، FP و اخیراً حزب عدالت و توسعه (AK) شرایط موجود به نفع جمهورى ارتشیان، نخبگان و بوروکرات هاى بلندپایه اى است که خواست و میل مردم را نادیده مى گیرند.

در این میان نباید عدالت و توسعه را نقد کرد. مى توان از این حزب انتقاد کرد و در هر حال نقد آن روا است چرا که برخى از سیاست هاى آن جاى نقد دارد اما آیا مى توان عدالت و توسعه را از قدرت کنار زد البته که مى توان، اما نه از طریق ابزارهاى قضایى. مى توان آن را از طریق صندوق هاى رأى از قدرت کنار زد. آنهایى که به واسطه انتخابات به قدرت مى رسند به همین شیوه نیز کنار مى روند.

آیا نمى توان اعضاى این حزب را محاکمه کرد البته که مى توان. اگر یکى از اعضاى آن مرتکب جرمى شود پس از طى مراحل مربوطه در دادگاه صالحه محاکمه مى شود. اگر پس از آن مجرم شناخته شوند مانند شهروندان عادى محکوم و محاکمه مى شوند. این نحوه عملکرد یک دموکراسى ایده آل است. کوشش براى تعطیلى احزاب سیاسى چیزى جز تلاش براى حفظ سلطه بر اراده و انتخاب مردم نیست. چنین حرکت هاى غیردموکراتیکى به منظور تلاش براى حفظ کانون مجازى صورت مى گیرد.

اقدامى که امروز براى انحلال عدالت و توسعه صورت مى گیرد دفاع از لائیسیته نیست. این جنگ و جدالى براى قدرت است. این تلاشى به منظور حفظ کانون مجازى براى همیشه است. به عبارت دیگر این جنگى است براى روشن سازى این نکته که حاکمیت از آن مردم و ملت است یا از آن گروه هاى نخبه اى که در قبال ملت احساس مسئولیت نمى کنند. متأسفانه، نهادهاى خاصى که خود را نقد ناپذیر مى دانند و بر گفتمان دفاع از لائیسیته و حاکمیت قانون تکیه مى کنند هنوز ایدئولوژى کودتا در ترکیه را زنده نگه داشته اند. اکنون مجال خوبى براى حامیان نظم عادلانه و جامعه باز به وجود آمده است تا قویاً بر آزادى، حقوق، عدالت، حاکمیت قانون و دموکراسى تأکید کرده و به بى عدالتى کنونى پایان دهند.

امتیاز دهی: