تبلیغات
نسل سوخته
دیدگاه () | 1391/04/22 | دسته‌بندی: مذهبی,

آیت‌الله سیدحسن خمینی با اینكه به صراحت درباره تحولات پرشتاب سیاسی ایران امروز اظهارنظری نكرده است اما كوچك‌ترین تحولات سپهر سیاسی را زیر نظر دارد  و فارغ از هیاهوی روز در اتاق مطالعه پر از كتابش نشست و خواند و نوشت تا سه جلد كتاب درباره «فِرَق» ریز و درشت اسلامی را جمع‌آوری و منتشر كند. انتشار كتاب در كنار تدریس درس خارج فقه در حوزه از «سیدحسن» یك «مجتهد» از خاندان آیت‌الله‌ها ساخته كه فراتر از تلاش جریان‌های رسمی سیاسی نگاهی متفاوت به حوزه و كاركرد این نهاد در جامعه ایران دارد.

نسل سوخته ... // گفت و گو با سید حسن خمینی .اصول اجتهاد در مکتب امام

آیت‌الله سیدحسن خمینی آنچه بنیان‌گذار فقید جمهوری اسلامی ایران درباره نهاد حوزه، اندیشیده یا نوشته را یك مكتب می‌داند. مكتبی كه می‌توان در آن اجتهاد كرد و به پرسش‌های روز، پاسخ‌های به روز داد. موضوعی كه این روزها دل‌مشغولی آیت‌الله جوان است و تلاش محسوسی دارد كه با رونق بخشی به كلاس‌های درس و بحث‌اش و نوشتن كتاب و مقاله، نهاد حوزه را برای پاسخگویی به پرسش‌های جدید آماده كند. تلاشی كه «آیت‌الله جوان» با اینكه می‌داند، راهی هموار نیست.


در یكی، ‌دو سال گذشته آرا و مواضع امام (ره) در زمینه‌های متعدد از سوی جریان‌های مختلف مورد بازخوانی قرار گرفته است؛ موضوعات متعددی از جمله حق مردم، مشروعیت حكومت و ... لازم به نظر می‌رسد پیش از ورود به مباحث مربوط به حوزه علمیه و پس از آسیب‌‌شناسی آن، آرا و مواضع امام (ره) در این موضوع را بازخوانی كنیم و بعد به قضاوت بنشینیم كه آیا انتظارات امام (ره) محقق شده یا نه؟ اما در بدو امر با تفاسیر متفاوتی از آرای امام (ره) مواجه می‌شویم. یك تفسیر، تفسیر شماست به عنوان یكی از نزدیك‌ترین افراد به امام (ره) كه است وتفاسیری دیگر هم الی ماشاء‌الله وجود دارند. سوال اول این است كه امروز كدام نحله بیشتر از سایر جریان‌ها آرای امام (ره) را نمایندگی می‌كند؟

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

قبل از پاسخ به سوال شما، این نكته را لازم است اشاره كنم كه این تفسیر به نظر من با توجه به دفاع یكپارچه مراجع و اندیشمندان حوزه و دانشگاه و طبقات مختلف مردم، می‌توان گفت كه دارای پایگاه غنی و مورد اقبال اكثریت قاطع مردم ایران است. اما در پاسخ به سوال شما: طبیعی است هركس تفسیر خود را درست و صحیح می‌داند. مثلا من تفسیر خود را اصلح می‌دانم و آرا و تفاسیر دیگر را باطل؛ كه البته طبیعت اجتهاد این است. سابق بر این بحثی مبنی بر این مطرح كرده بودم كه می‌شود در اندیشه امام (ره) اجتهاد كرد تا دیدگاه‌های مختلف مطرح شود اما متاسفانه بحث اجتهاد در آرای امام (ره) بد فهمیده شد. بحث پیشنهادی من اصلا بحث نقد امام (ره) نبود بحث اجتهاد در اندیشه‌های امام(ره) بود. به این معنا كه آرا و اندیشه‌های امام (ره) را به عنوان یك مكتب ببینم. همان‌طور كه ما مكتب تشیع داریم و متعاقب آن مجتهدانی در مكتب تشیع، كه می‌بینید شیخ انصاری یك مجتهد این مكتب است و امام (ره) یك مجتهد دیگر، بقیه هم هستند.

اگر به اندیشه امام (ره) به عنوان یك مكتب نگاه شود آن وقت این اجازه را به مجتهدان صاحب صلاحیت می‌دهد تا در این مكتب اجتهاد كنند.

دقت كنید من می‌گویم مكتب امام خمینی كه، تقریری كامل از مكتب تشیع است همانند فقه شیعه دارای مجتهدینی است كه در آن اجتهاد می‌كنند. مگر مجتهدین شیعه، مكتب امام صادق را نقد می‌كنند؟؟ خیر، در آن اجتهاد می‌كنند. پس اجتهاد در مكتب امام نیز یعنی تلاش برای یافتن پاسخ‌های لازم به سوالات جدید بر مبنای اندیشه مكتب مذكور.

این اجتهاد هم مانند مابقی اجتهادها اصولی دارد و قاعدتا تنها مجتهدی اجازه ورود به این مباحث را دارد كه اصول اجتهاد را بلد باشد كه اگر نظری اجتهادی پایبند به اصول اجتهاد مطرح شود، پذیرفته شده است. البته پذیرفته شده بودن به معنای صحیح بودن نیست كما اینكه پیش‌تر گفتم طبیعتا هر مجتهدی نظر خود را صحیح و آرای دیگر را غلط می‌داند و اگر غیر از این بود اصلا آرای خود را مطرح نمی‌كرد.

مثلا الان هستند افرادی كه در مكتب امام صادق (ع) اجتهاد می‌كنند و آرای متفاوتی هم مطرح است اما همه به آرای هم احترام می‌گذارند مگر اینكه فردی از متد اجتهاد خارج شود. در اینجا هم اینكه نظر كدام مجتهد مكتب شیعه جعفری مطابق‌تر با اسلام است قاعدتا هر مجتهدی نظر خودش را مطابق با اسلام یا مطابق‌تر می‌داند. برای مثال فرض كنید مجتهدی نماز جمعه را واجب می‌داند اما مجتهد دیگر نماز جمعه را تنها به شرط حضور معصوم واجب می‌‌داند، طبیعتا هم آنكه نماز جمعه را واجب و هم آنكه نماز جمعه را به فرض وجود معصوم واجب می‌داند، معتقدند تنها نظر خودشان صحیح است. بر این مبنا نظر خودشان را عقیده شارع اسلام می‌دانند.

و با این تفاسیر معتقدید بحث اجتهاد در آرای امام (ره) نادرست تفسیر شد؟

بله، چراكه فكر كردند صحبت من از اجتهاد به این معنا است كه امام (ره) را نقد بكنند. برداشت‌های متفاوت و مختلفی از این پیشنهاد شد اما به ‌آنچه مدنظر من بود كمتر پرداخته شد. دقت كنید اینكه نقد بشود یا نشود، بحثی است كه كاری به درستی و غلطی آن ندارم ولی می‌گویم ربطی به حرف من ندارد.

طبیعتا اغلب به اجتهاد بر آرای سیاسی امام (ره) تاكید داشتند.

اما حرف من این بود كه در دیدگاه‌های غیرفقهی امام اعم از سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... نظام و چارچوبی وجود دارد كه مسایل جهان فعلی را مطرح كرده و طبیعتا اعم از سیاست است. نگاه كنید، تاكید من روی اندیشه امام و مكتب امام، صرفا یك امر احساسی نیست، از این جهت نیست كه علقه پدری و فرزندی، مرا به چنین سخنی كشانده باشد. البته به هر حال هر كسی پدرانش را دوست دارد و دوست دارد تذكار آنها در جامعه باقی بماند. ولی باور كنید تمام تلاش من آن است كه حقیقت را بیشتر دوست بدارم و از همین منظر است كه می‌گویم ما محتاج مكتب امام هستیم. امام به رحمت خدا رفته و محتاج من و شما نیست. ما و آینده محتاج این اندیشه و این پرچم هستیم.

بر این مطلب هم استدلال دارم امام نقطه تلاقی سه آرزوی تاریخی امروزی ملت ماست: دینداری، آزادی و استقلال. انقلاب اسلامی اگر به خاطر این سه پایه نبود پیروز نمی‌شد و اگر در هر یك از آنها خللی ایجاد شد، بقای آن با مشكل مواجه می‌شود؛ ضمن اینكه این دیگر مكتب دوم نیست. در جامعه دیندار ما و از نگاه ما كه دین را و اسلام را عامل سعادت می‌دانیم، حركت‌های دین‌ستیز هم، باطل هستند و هم، محكوم به شكست. كما اینكه حركت‌های گروهی كه آزادی یا استقلال كشور را محدود می‌كند و از محدوده اسلامی آن را ضعیف‌تر می‌كند، هم، محكوم به شكست است و هم، از منظر دینی باطل است. امیرالمومنین می‌فرماید: «لاتكن عبد غیرك و قد خلقك الله حرا» عبد و دست ستبر غیر از خودت نباش چرا كه خدا تو را آزاد آفریده است.

حال این نقطه تلاقی كه سعادت آینده ما در گرو رسیدن به آن است، دارای پرچم و عَلَمی است كه می‌توان زیر آن بود و آن را نگاه داشت تا راه گم نشود. آنها كه این عَلَم را نمی‌خواهند در حقیقت خود را از پتانسیل اجتماعی تعیین‌كننده محروم كرده‌اند و قطعا راه را گم خواهند كرد.

اما آنچه مطرح شد تاكید عده‌ای بر وجوه دموكراتیك اندیشه‌های امام (ره) بود و بحث طیفی دیگر از وجهی دیگر، كه البته صدای این سوی ماجرا بیشتر و بلند بود.

بحث درباره قسمت‌های مختلف اندیشه امام (ره) یا به تعبیر من، مكتب امام نیاز به بسط و توضیح بیشتر دارد. آرای امام (ره) مثل آزادی‌های اجتماعی، آزادی‌های سیاسی، حق رای مردم و دخالت آنها در نظام سیاسی از مسایلی هستند كه می‌شود پاسخش را در مكتب امام (ره) یافت. باتوجه به این نكته آنهایی هم كه امروز آرای امام (ره) را نفی و یك طایفه نیستند، گروهی اصل دین و گروهی نیز حضور دین در عرصه اجتماع را نفی می‌كنند و معتقدند دین مربوط به روابط فرد با خداست و گروهی هم مكتب امام را نفی می‌كنند در حالی كه به سكولاریسم هم معتقد نیستند. این دسته هم از مكتب امام خمینی (ره) خارج شده‌اند. در مكتب امام، نقش دین، نقش مردم، نقش روحانیت، نقش اقشار سیاسی، نظامی، اقتصادی و ... تعریف شده است. هر كه به قسمتی از آن بپردازد و قسمت دیگرش را نفی كند، به مكتب امام خمینی پشت كردن است. اعتراض من به برخی از برداشت‌های سال‌های اخیر، از همین منظر است كه مصداق «نومن ببعض و نكفر ببعض» شده‌اند، به وجهه‌های نفی سكولاریسم در اندیشه امام می‌پردازند ولی به وجهه‌های حق مردم اشاره نمی‌كنند.

بزرگ‌ترین آسیبی را كه ممكن است در این مسیر متوجه استفاده از مكتب امام (ره) شود، در چه می‌بینید؟

ما امروز با سوالات جدیدی مواجهیم كه برای پاسخ به این پرسش‌های جدید نباید دنبال پاسخ‌های از پیش داده‌شده باشیم. این همان نكته‌ای است كه من روی آن تاكید دارم و البته امروز هم بسیاری به خلاف این روش متوسل می‌شوند. چنان‌كه برای اتفاقی كه امروز افتاده دنبال پاسخی از پیش داده‌شده می‌گردند. این تنها مختص به مكتب و آرای امام (ره) نیست. در مورد مكتب امام صادق (ع) هم صدق می‌كند. امروز اتفاقی سیاسی و اجتماعی می‌افتد و برخی مجتهدان به دنبال پاسخی می‌گردند كه از ابتدا مطرح بوده انگار كه پاسخ را از قبل گذاشته‌اند لای كتاب و حالا تنها كار شما این است كه لای كتاب‌ها را بگردید و پاسخ را پیدا كنید. ما در طول تاریخ با سوالات جدیدی مواجه شده و می‌شویم كه به سه طریق می‌توان به آنها پاسخ داد.

رویكرد اول همان است كه گفتم. گشتن دنبال پاسخ‌های از پیش داده‌شده كه این روش، روش اهل حدیث و برخی نحله‌های اهل سنت و سلفی‌هاست. روش دوم این است كه اصلا به گذشته كاری نداشته باشیم و به همه متون گذشته پشت‌پا بزنیم، بگوییم كاری به آنها نداریم و دنبال جواب جدید هستیم. راه سومی هم وجود دارد و آن این است كه ما با حمایت و تكیه بر متون تجربه‌ها و داشته‌های خودمان به دنبال پاسخ جدید باشیم و این همان اجتهادی است كه می‌گویم و همان روشی است كه در كلام ائمه اطهار علیهماالسلام مورد تاكید است؛ مثلا امام به زواره یا یونس‌بن‌عبدالرحمن می‌فرماید: «بروید در مسجد بنشینید و حوایج شرعی مردم را با اجتهاد حل كنید.» در جایی می‌فرمایند: «ما اصول را می‌گوییم و شما از آنها فروع را استخراج كنید.» مثلا امروز تلویزیون، رادیو و ماهواره پدید می‌آید كه ما از سه منظر می‌توانیم با آن مواجه شویم. یك روش این است كه در متون گذشته بگردیم ببینیم حكم رادیو یا تلویزیون چیست. وقتی در متون و كتاب مقدس می‌گردیم و چیزی پیدا نمی‌كنیم، یا اصل را بر حرمت می‌گذاریم یا حلیت. به این معنا كه بگوییم هر چه گفته نشده حلال است یا هر آنچه گفته نشده حرام است.

راه دیگر این است كه بگوییم متون ما متعلق به دنیای قدیم است و دنیای جدید، ادبیات جدید می‌خواهد و متون گذشته در مقابل این پرسش‌ها پاسخگو نیست این اندیشه به نفی دین و مكتب می‌انجامد. راه سومی هم هست مبنی بر اینكه ما عمومات و مطلقاتی را كه در متون گذشته وجود دارد مورد اتكا و توجه قرار دهیم و بر آن مبنا اجتهاد كنیم. مثلا بگوییم رادیو فی‌نفسه اشكال ندارد اما اگر از آن استفاده حرام شود، حرام است. بر این مبنا در استفاده از رادیو، رعایت شرایطی است كه مطلقات و عمومات مكتب بر آن تاكید دارد و همین جا عرض كنم كه این در اجتهاد شیعه جایگاه رفیعی دارد. پذیرش بنای عقلا، توقیفی نبودن عقود و بسیاری دیگر از مسائل كه الان مجال طرحش نیست، از اموری است كه اجتهاد را پویا می‌كند. تاكید امام بر نقش زمان و مكان در اجتهاد و تغییراتی كه این دو عنصر در حكم و موضوعات شرعی می‌دهند، باید در جای خود مورد بحث قرار گیرد.

امتیاز دهی: