تبلیغات
نسل سوخته
دیدگاه () | 1391/01/8 | دسته‌بندی: سیاسی,مذهبی,

شدیدترین بحران برای مسلمانان صدر اسلام، تجربه جنگ احد بود. این جنگ برای مسلمانان، هم قله بحران به شمار می‌رفت و هم قله مدیریت. بینش و نحوه نگرش پیامبر اكرم(ص) برای حل این بحران نه‌تنها برای آن زمان و بلكه برای امروز ما هم درس‌آموز است. مرحله اول این جنگ ـ در برابر تجاوز ـ پیروزی كامل مسلمین را در پی داشت. این پیروزی به حدی چشمگیر بود كه تعدادی از تنگه‌داران ـ با وجود توصیه‌های مكرر ـ حفاظت از تنگه را ترك كرده و به محل وقوع جنگ سرازیر شدند و نیروی مهاجم كه به قصد جنگ، از مكه به مدینه آمده بود و با وجود شكست هولناكی كه خورده بود، با پیگیری منطقه را دور زده و از طریق تنگه حمله غافلگیرانه‌ای را آغاز كردند.

                                            راهی برای برون ‌رفت! // مهندس لطف الله میثمی

در این حمله بود كه مسلمانان ضربه هولناكی خوردند و بحرانی عمیق دامن آنها را گرفت، به‌طوری‌كه حتی امروز هم بیشتر مفسران قرآن تاب و توان واردشدن به این عرصه و تجزیه‌وتحلیل آن را ندارند؛ این‌كه چگونه مسلمانان با حضور پیامبر و اتصال ایشان به وحی شكست خوردند؟! در پی این ضربه هولناك تعدادی از تنگه‌داران خود را مقصر دانستند و افسرده، زمینگیر و منفعل شدند. روش ریشه‌یابی و برون‌رفت از این بحران به حدی عمیق و اصیل بود كه قله مدیریت نامگذاری شده است و به همین دلیل از آن پس مسلمانان شكست نخوردند.


پس از پایان بحران، خداوند به پیامبر می‌گوید اگر نسبت به عناصر رزمنده در حل این بحران تنگ‌نظری و تندخویی می‌كردی آنها اطرافت را ترك كرده و تو را تنها می‌گذاشتند، بنابراین بهتر است راه گذشت و طلب غفران را بر ایشان پیش گرفته و با همان افسرده‌دلانی كه زمینگیر شده‌اند مشورت كنی و آنها را به مشاركت در چرخه امور فعال كنی. ملاحظه می‌كنیم كه خداوند به پیامبر(ص) فرمان مشورت می‌دهد آن هم با كسانی‌كه خود را مقصر ضربه هولناك می‌دانستند و راه انفعال را پیش گرفته بودند. برون‌رفت از این بحران ایجاب می‌كرد كه حتی آنها نیز فعال و شكوفا شوند. مگر از پیامبر رحمت انتظار دیگری جز چشم خیربینی و برخورد تعالی‌بخش با عناصری كه جان خود را به كف گرفته و در راه خدا مبارزه می‌كردند می‌رفت؟

 

در ترتیبات دموكراسی‌های مختلف زن و مرد پای صندوق رأی می‌روند و بدین‌سان در چرخه امور مشاركت می‌كنند، ولی آیا كسی وظیفه فعال‌‌كردن انسان‌های منفعل و به مشاركت‌طلبیدن افسرده‌دلان و زمینگیران را دارد؟ بنابراین می‌بینیم آنچه در برون‌رفت از بحران احد اتفاق افتاد از مقوله دیگری است كه مطلب مستقلی می‌طلبد. این نه‌تنها رویه حضرت محمد(ص) بود،‌ بلكه ‌روش توحیدی وحی هم براساس همین بینش و منش است كه همه انسان‌ها حتی فرعون و نمرود را خداجو می‌داند و با تكیه به نقطه‌قوت آنها با آنها برخورد تعالی‌بخش می‌كند.

 

این روش جدال احسن را به‌خوبی در سوره غافر می‌بینیم، آنجا كه مؤمنِ آل‌ فرعون خطاب به فرعون می‌گوید برای چه می‌خواهی موسی را به قتل برسانی؟ مگر پیام او چیست؟ مگر غیر از این است كه موسی پروردگارش را الله، یعنی خالق آسمان و زمین می‌داند؟ و مگر تو ای فرعون، الله را خالق آسمان و زمین نمی‌دانی؟ و مگر خالق آسمان‌ها و زمین‌ و مردم، پروردگار (رب) تو نیست؟ پس چرا كشتن و چرا خشونت؟ این استدلال در فرعون اثر كرد و از كشتن حضرت موسی منصرف شد.

 

در سراسر قرآن همواره بر این تأكید شده كه مؤمن، كافر، منافق، بت‌پرست حتی نمرود، فرعون و شیطان خالقیت خدا را قبول دارند و بنابراین جدال احسن باید براساس این ویژگی و نقطه‌قوت طرف مقابل باشد و اساس چشم خیربینی و برخورد تعالی‌بخش و به عبارتی مدارای دینی در همین بینش و شیوه نگرش نهفته است. با همین بینش توحیدی بود كه پیامبر اكرم با تك‌تك مجروحین، معلولین و افسرده‌دلان پس از آن ضربه هولناك برخورد فعال كردند و همه شكوفا شدند و برای تعقیب متجاوز (جنگ حمراءالاسد) آمادگی یافتند. مكیان مهاجم وقتی این روحیه و قدرت ترمیم و این پتانسیل در سپاهیان مدینه به رهبری محمد(ص) را دیدند فرار را بر قرار ترجیح دادند.

 

در این راستاست كه دین نه‌تنها قیدی برای مردم‌سالاری نیست، بلكه مزیتی است برای آن، چرا كه ذات دین اكراه‌بردار و اجباربردار نیست. در بدو امر نیروی مخالفی نباید حذف شود.

 

در ایران از یك انقلاب شكوهمند توحیدی، اسلامی و مردمی برخوردار بوده‌ایم، چیزی نگذشت كه این انقلاب میوه زیبایی را به‌نام قانون‌اساسی ثمره انقلاب داد و همین قانون‌ فصل‌الخطاب قرار گرفت و مرحوم امام و مقام رهبری روی فصل‌الخطاب بودن آن تأكید داشتند. این قانون‌ مبتنی است بر حق شهروندی و آرای مردم و بینش توحیدی و اسلامی به‌عنوان یك مزیت تعمیق و گسترش مردم‌سالاری. حتی در تجربه قانونی خرداد 1376 آرای مردم باوجود اجماع فقها نسبت به نامزد دیگر به تنفیذ مقام رهبری رسید و در خرداد 1380 نیز این تجربه تكرار شد، بدین‌سان كه پس از دوران جنگ و دوران سازندگی، دوران احیای قانون‌اساسی و قانونگرایی آغاز شد و این، هویت پایدار مردم كشورمان شد، به‌طوری‌كه هیچ اصولگرایی نمی‌تواند مدعی شود قانون‌اساسی سندی اصولی نیست و همچنین هیچ اصلاح‌طلبی نمی‌تواند مدعی شود كه قانون‌اساسی سند اصلاح‌طلبانه نیست. در همین راستا تجربه انتخاباتی خرداد 1388 به قدری پرشور و چشمگیر بود كه اوباما رئیس‌جمهور امریكا غرور ابرقدرتی خود را به كناری نهاد و اعتراف كرد كه منشأ حركت‌های تونس و مصر، حركت‌های مدنی ایران است. این حركت‌ها به‌طور آشكار تجربه احیای قانون‌اساسی ثمره انقلاب است. این درحالی بود كه ابرقدرتی چون امریكا نه‌تنها نتوانست با توپ، تانك و بمب‌های چند تنی، دموكراسی واقعی را در عراق مستقر كند، بلكه اوباما جنگ عراق را یك فاجعه نامید، از این‌رو این امر برای یك كشور جهان سومی افتخاری بس بزرگ است كه می‌تواند منشأ تعمیم دموكراسی در منطقه شود، آن هم بدون توپ، تانك و تجاوز.

 

متأسفانه در جریان مناظره‌های تلویزیونی خرداد 1388 از نظر قانونی مسئله‌ای پیش آمد كه قابل پیشگیری بود، اما آسیب‌شناسی نشد و منشأ اختلاف بین نیروهای مؤمن به اسلام، انقلاب و قانون‌اساسی و رهبری شد.

 

اگر در جنگ هشت‌ساله بیش از نیمی از كشورهای جهان با ما وارد جنگ شدند و از بعث متجاوز عراق به رهبری صدام حمایت كردند، اكنون بیش از نیمی از كشورهای جهان زیر لوای امریكا و اسراییل با ما وارد جنگ اقتصادی شده‌اند و دیگر نمی‌توان تحریم‌ها را به خاطر حفظ روحیه مردم و امنیت، اطلاع‌‌رسانی نكرد. تحریم‌‌های اقتصادی، نفتی و تحریم‌ بانك مركزی در شرایطی اعمال می‌شود كه اسراییل تاكنون به هیچ‌یك از مصوبات شورای امنیت از  قطعنامه 242 به بعد تن نداده است و متأسفانه ازسوی شورای امنیت هیچ اقدامی علیه تروریسم دولتی اسراییل صورت نگرفته است. در چنین شرایطی به نظر می‌رسد تنها راه برون‌رفت، اتخاذ یك سیاست دفاعی، مقاومت، تنش‌زدایی در خارج و قانونگرایی در داخل است و در كنار و همزمان با آن وفاق ملی و آشتی ملی بین نیروهای وفادار به قانون‌اساسی آن هم براساس بینش توحیدی ـ كه به نمونه‌هایی از آن در بالا اشاره شد ـ باید در دستور كار قرار بگیرد به‌طوری‌كه هیچ‌یك از شهروندان ایران از چرخه مشاركت حذف نشوند. لازمه چنین خط‌مشی‌ای مهار و كنترل اظهارنظرهای ماجراجویانه، تنش‌زا و غیرقانونی و احیاناً غیرواقعی است كه تاكنون هزینه‌های اجتماعی زیادی را به ما تحمیل كرده و اگر این هزینه‌های اجتماعی ـ اقتصادی نبود مشكل جدی‌ای بر سر راه تكنولوژی هسته‌ای نداشتیم. چنانكه برژینسكی در كتاب «انتخاب؛ رهبری جهان یا سلطه بر جهان» بر این باور است كه حتی اگر ایران صاحب بمب اتمی هم باشد مشكلی برای جهان ایجاد نمی‌كند و حكام ایران می‌دانند كه اگر بمبی علیه اسراییل فروافتد در پی آن ایران با خاك یكسان می‌شود.

 

در چنین شرایطی كه جامعه دچار ركود تورمی، بی‌هنجاری و آنومی شده نباید كاری كرد كه اوضاع بدتر شود. اندیشمندان بر این باورند كه برای برون‌رفت از این ركود تورمی و بی‌هنجاری راهی جز اعتمادسازی و آشتی ملی وجود ندارد.

به نظر می‌رسد اگر سیاست آفندی بخواهد مقدم بر سیاست پدافندی باشد، بنابراین وفاق و آشتی ملی پروژه‌ای مبرم‌تر، ضروری‌تر و استراتژیك‌تر خواهد بود تا موقعیت ایران را در برابر جنگ اقتصادی تقویت كند، بویژه كه ذخیره‌سازی‌های استراتژیك نفت غرب از 90 روز به 120 روز رسیده و كشورهای كویت،‌ لیبی،‌ عربستان‌سعودی و حتی عراق برای جبران كمبود نفت رام شده‌اند.

 

در وضعیت كنونی جامعه كه نیازی به بیان مشكلات آن نیست اقدام مناسب این است كه در گام اول اعتمادسازی، مجمعی از سران سه قوه (مجریه، مقننه و قضاییه) از ابتدای انقلاب تاكنون ـ كه همه به اسلام و انقلاب و قانون‌اساسی جمهوری اسلامی ایران و رهبری وفادارند ـ تشكیل شود تا در چارچوب قانون‌اساسی و منافع ملی به همفكری و راهیابی بپردازند.

امتیاز دهی: