تبلیغات
نسل سوخته
دیدگاه () | 1390/12/6 | دسته‌بندی: ورزشی,سیاسی,

درس‌هایی كه سیاستمداران از فوتبالیست‌ها باید بگیرند!!!

نوشته دكتر تقی آزادارمكی استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران  

فوتبال ورزشی مدرن است اما با دیگر ورزش‌ها چه در دوره مدرن و چه سنتی متفاوت است. فوتبال امروزه به گروه خاص یا نظام سیاسی خاصی تعلق ندارد چه آنكه ساز و كار و هویتی جهانی یافته است. هویت جهانی یافتن فوتبال موجب شده تا این ورزش كاركردی فرامرزی و فراملی بیابد. در نتیجه فوتبال عامل پیوندزننده افراد، گروه‌های اجتماعی و دولت‌ها و تمدن‌ها شده است. هر چند كه بسیاری از پدیده‌های دیگر در جهان مدرن همچون سیاست، علم، اقتصاد و رسانه نقش فراملی یافته و عاملی در پیوند زدن ملل و فرهنگ‌ها هستند، ولی پدیده فوتبال جایگاهی متفاوت یافته است.

در فوتبال به دلیل ماهیت پویا و چندگانه‌اش ایده خاصی دنبال نمی‌شود و در نتیجه شرایط مناسبی برای پیوند افراد و گروه‌ها و دولت‌ها از بستر فوتبال فراهم شده است. مصداق چنین ادعایی را می‌توان در جام جهانی 2010 نیز به عینه شاهد بود. به رغم آنكه محل برگزاری مسابقات فوتبال یكی از كشورهای مهم قاره آفریقا (آفریقای جنوبی) بود، ولی همه فرهنگ‌ها، دولت‌ها و شیوه‌های زندگی در این عرصه حاضر بودند و امكان طرح همه‌گونه دیدگاه‌ها در آن عرصه ممكن شد. اما این اتفاق طی چه فرآیندی رخ داده است؟ چه نیرو و شرایطی این توان را در عرصه جهانی فراهم كرده است؟ آیا این نیرو و ابزار چیزی به جز رسانه نیست؟ در ذیل به چند نكته مهم كه نشان از نقش و جایگاه فوتبال در جهان مدرن دارد و در عین حال بازگو كننده دلایل جذابیت و پیگیری این ورزش در عرصه جهانی است اشاره می‌شود:


1 فوتبال پدیده‌ای فیزیكی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی با ابعاد گوناگون است. همین ابعاد مختلف است كه امكان حضور بسیاری از افراد، نیروها و كشورها را در فوتبال فراهم می‌كند. امروزه فوتبال ورزشی برای گروهی خاص با جهت‌گیری خاص- فیزیكی و بدنی- نیست و مناسبات اجتماعی و گروه‌های متعدد اجتماعی و ایده‌ها و گرایش‌های متعدد در آن جا دارد. گوناگونی وجوه اجتماعی و فرهنگی به این پدیده، زیبایی بصری و نظری و شنیداری زایدالوصفی داده است. رنگ‌های متعدد لباس بازیكنان نشان از رنگ ملت‌ها و فرهنگ‌ها و تمدن‌ها دارد. از طرف دیگر، گفته نشده كه تیم‌های ملی برای حضور در جام جهانی بایستی تغییر عقیده دهند. بازیكنان می‌توانند ضمن اعتقاد به عقیده خود و صرفا رعایت قواعد جهانی كه پیوستگی اجتماعی را تسهیل‌تر می‌كند، به میدان آمده و بازی كنند.

 

2 فوتبال به دلیل اینكه پدیده‌ای چند بعدی است، چندگانه هم می‌شود. رنگارنگ، سیاه و سفید، كوتاه و بلند، پیروز و شكست خورده، خوش اخلاق و بد اخلاق، و... از جمله ویژگی‌های موجود در بازی فوتبال است كه به این ورزش جمعی صورتی جذاب و مخاطب‌پسند داده است. فوتبال درهم و برهم نیست، چند بعدی است و جلوه‌های متعدد دارد. از یك طرف، فنی و تكنیكی است و از طرف دیگر معطوف به هدف. پیروز میدان تیمی است كه هم خوب بازی كند و هم توان گل زدن داشته باشد. وقتی اتفاقی متفاوت از انتظار دیده می‌شود، بر زبیایی و جذابیت بازی می‌افزاید.

 

3 اگر از منظر فوتبال به زندگی روزمره و سیاست و عمل اجتماعی توجه شود، تفاوت و تعارض میان عقل و اخلاق، هنر و موفقیت، اقتصاد و سیاست، تكنیك و سیاست، بازیگر و بازیگردان، ناظر و عامل و... معلوم خواهد شد. این تفاوت‌ها كه بعضا تعارضی می‌شود و تعارض‌ها كه تفاوت معقول جلوه می‌كند، بر راز و رمز فوتبال می‌افزاید و آن را پدیده‌ای جالب و جاذب و مخاطب‌گرا می‌سازد. این پدیده بر اساس منطق سامان یافته و نتیجه‌های حاصل برای تیم‌ها در بسیاری از مواقع غیر قابل پیش بینی بوده و احساس بی‌قاعده‌گی و خلاقیت آن را غیرقابل پیش‌بینی و جذاب ساخته است. هواداران و تماشاچیان درعین تماشای بازی، خواهان حوادث عجیب هم هستند و در عین حال یك بازی منطقی را نیز تماشا می‌كنند. اگر از همان ابتدا معلوم بود كه چه تیمی به دلیل وجود بازیكن برتر و مربی بهتر قرار است برنده باشد دیگر دلیلی در پیگیری بازی‌ها برای تماشاچی جهانی وجود نداشت.

 

4 در ورزش فوتبال دیگر دعوای داراها و ندارها به كناری رفته است. در نتیجه این سوال كمی ناروا جلوه می‌كند كه “ جای ندارها در این عرصه كجاست؟” جام جهانی آخرین پرده رقابت میان تیم‌ها، دولت‌ها، سیاست‌ها، تاكتیك‌ها و مربیان و سرمایه گذاران و تماشاچی‌ها است. در این عرصه همه چیزی برای عرضه دارند. اینچنین است كه همه توان و قدرت و تكنیك و آمادگی جهانی به صحنه می‌آید و رقابت و جدال و بازی و تعارض برای پیروزی جدی می‌شود و به همین دلیل است كه در نتیجه یك دوره برگزاری جام جهانی، ساختار فوتبال جهانی و منطقه‌ای سامان می‌یابد و روش‌ها و افراد جدید ظهور و بروز می‌كنند. از طرف دیگر، جام جهانی فوتبال عرصه‌ای برای پایان دوره‌ای برخی بازیكنان هم هست و همین ویژگی ضمن آنكه بازی فوتبال را برای بسیاری حیرت‌آور می‌كند، بر جذابیت‌های آن نیز می‌افزاید. فوتبال نیز همچون نظام‌های دموكراتیك است كه با ظهور افراد جدید، افراد قدیمی كهنه می‌شوند. اصلا در این جام جهانی از زین‌الدین زیدان سخنی نبود! تغییر در ساختار فوتبال و سرعت در جابجایی افراد و روش‌ها به سرعت تغییر در ساختار فوتبال برمی‌گردد. این است كه فوتبال می‌شود یكی از جالب‌ترین و جذاب‌ترین بازی‌ها در جهان.

 

5 همراهی و تعارض میان تخصص و نوجویی یكی از صفات و ویژگی‌های فوتبال است. فوتبال در جهان بر اساس فن و توان و تخصص و كار و تلاش مردان و زنان موفق سامان یافته است. اما ادامه حیات این ورزش به معنی حضور مستمر توفیق‌های دیروزین نیست. چهره‌های قبلی فوتبال بایستی داوطلبانه خارج شوند تا امكان ظهور چهره‌های جدید فراهم شود. اما با این جابجایی‌ها آیا تزلزل و نابسامانی پیش نمی‌آید؟ آیا فوتبال هم همچون سیاست، وقتی افراد شاخص از صحنه خارج شوند دچار اختلال می‌شود؟ نه! اینگونه نیست. به دلیل پویا بودن فوتبال چاره‌ای جز جابجا شدن نمی‌ماند. بازیكن موفق فوتبال می‌تواند به حاشیه فوتبال رفته و داور و منتقد و سیاستگذار و مربی و سرمایه‌گذار شود. خروج داوطلبانه افراد و گروه‌های حاضر در مركز، موجب تقویت حاشیه می‌شود و ورزشی كه حاشیه قوی داشته باشد، مركزیتی قوی نیز خواهد داشت. به دیگر سخن جابجایی داوطلبانه و زمان‌دار افراد به تقویت فوتبال خواهد انجامید. این است كه قهرمانان امروز فوتبال، به كارگزاران اصلی فردای فوتبال و سیاستگذاران و سرمایه‌گذاران همیشگی فوتبال پویا تبدیل شده و اثرگذاری تاریخی‌شان را همچنان ممكن می‌كنند.

 

6 یكی از دلایل عمده و اساسی جذاب بودن فوتبال در مقایسه با دیگر ورزش‌ها و پدیده‌های اجتماعی، اهمیت تماشاچی و ناظران این ورزش است. نقش و جایگاه و اثرگذاری تماشاچی در فوتبال از دیگر ورزش‌ها بیشتر و با اهمیت‌تر است و درنتیجه همین ویژگی است كه فوتبال بدون تماشاچی چندان اهمیت ندارد. به دلیل حضور تماشاچی است كه شركت‌های تجاری برای تبلیغات هزینه‌های سرسام‌آور می‌كنند. در سال‌های اخیر تلویزیون ضمن اینكه بازی بازیكنان را نمایش می‌دهد، به عمل و رفتار تماشاچی‌ها نیز اهمیت می‌دهد. اینكه چه كسانی و با چه وضعیتی به ورزشگاه آمده‌اند موضوع بحث و بررسی رسانه‌ها شده است. خشم و غضب یا شادی و تایید تماشاچی‌ها در زمین بازی از اهمیت بیشتری نسبت به خود بازی برخوردار است. در بسیاری از مواقع مربی‌های تیم به عكس‌العمل تماشاچی‌ها توجه كرده و به تعویض بازیكنی كه در زمین درخشش خوبی نداشته، اقدام می‌كنند. این نشان از زنده بودن بازی فوتبال دارد. به همین دلیل است كه بازی فوتبال از جذابیت‌های متعددی برخوردار است.

 

7 اهمیت شكست و پیروزی از صفات مهم دیگر بازی فوتبال است. فوتبال بازی برد و باخت است. یكی باید برود و دیگری باید بماند. این است كه برد یا باخت در هر شرایطی به بازی فوتبال جذابیت می‌دهد. وقتی یك بازی مهم در سطح جهانی انجام می‌شود بسیاری از مردم در گوشه گوشه جهان به تماشای بازی می‌نشینند و همین انتظار برای پیروزی زیبایی خاصی به فوتبال می‌بخشد و اهمیت نتیجه را دو برابر می‌كند.این كاركرد بازی فوتبال مانند كاركرد سیاست است؛ گویی روز انتخابات است و همگان در انتظار اعلام نتیجه انتخابات و شناسایی فرد پیروز هستند.

 

8 با قاعده و بی‌قاعده بودن بازی فوتبال نیز به آن، زیبایی و اهمیت دوچندان می‌دهد. در بازی فوتبال همه باید طبق قوانین از پیش تدوین شده عمل كنند. بازی فوتبال بر اساس نظام و قانون انجام شده و همه چیز در این بازی سنجیده می‌شود. جالب اما این است كه حتی در این وضعیت با قاعده نیز امر یا امور بی‌قاعده به وقوع می‌پیوندد. گاهی حتی اعمال قاعده در بازی موجب خشن شدن بازی می‌شود و اینها همه اموری است كه بر پیش‌بینی ناپذیر بودن بازی فوتبال تاكید می‌كند.

 

دستاورد بازی فوتبال دیده شدن ندیده‌ها است. در این بازی تماشاچی بخشی از بازی است. بازیكنان و مربی‌ها همراه با رسانه و تماشاچی‌ها بازی را می‌سازند و پیروزی و شكست نه دستاورد یك گروه كه دستاوردی همگانی است. به لحاظ محتوایی بازی فوتبال جلوه‌های زیبایی دارد زیرا رنگ‌ها، لهجه‌ها، فرهنگ‌ها، تخصص‌ها و تاكتیك‌ها، سیاست‌های متعدد و جهت‌گیری‌های متعدد اقتصادی همه حاضرند و هر یك به نوعی اثرگذار. حضور همه این نیروها تعادل‌آفرین شده است. همه حاضرند برای كسب موفقیت، ولی همه امكان موفقیت ندارند. با اینهمه اما پیروزی یك تیم به منزله نابودی تیم دیگر نیست. این اصل عمده پنهان شده در بازی فوتبال است كه سیاستمداران جهان بایستی از آن درس بگیرند. سیاست‌بازان وقتی می‌توانند سیاستمدار شوند كه به طور دقیق و همه‌جانبه این بازی را دنبال كنند و سیاست بازی آن را بشناسند. در این سیاست‌بازی است كه حضور همه بدون جنگ و دعوای بزرگ امكان‌پذیر شده و پیروز و شكست خورده میدان همچنان دوست و همراه باقی می‌مانند. پیروزی و شكست در میدان فوتبال به بازی زیبایی می‌بخشد. تیم شكست خورده به تیم پیروز احترام می‌گذارد و پیروز میدان نیز تیم شكست خورده را در خاطره باقی نگاه می‌دارد و احتمال بازگشت او به عنوان پیروز دوره بعدی را از یاد نمی‌برد.

امتیاز دهی: